ترفندهای رایانه

مرجع محتوای کاربردی پارسی

وبسایت رسمی برنامه نود – ناکامی اخیر سه شیرها در دور یک هشتم نهایی مسابقات جام ملتهای اروپا شاید به نوعی احوالات این روزهای فوتبال در انگلستان را شفاف‌تر در معرض دید فوتبال دوستان این کشور قرار داد؛ کشوری که همواره عقیده دارد صاحب بهترین لیگ دنیا و البته صاحب فوتبال است اما در عمل، حالا سالهاست که از اقتدار بریتانیایی‌ها حتی در فوتبالِ باشگاهی نیز خبری نیست.

به گزارش وبسایت نود، البته بحث تنها به فوتبالِ ملی ختم نمی‌شود، همه ما مثال‌هایی برای شکست‌های چندین و چندباره سه شیرها در ادوار مختلف داریم، اینکه حتی دامنه این بدبینی، قهرمانی آنها در جام جهانی ۱۹۶۶ را نیز در بر می‌گیرد اما در گذر سال‌ها، شایسته‌ترین تیم‌ها و نسل‌های فوتبال انگلیس نیز قادر به کسب افتخاراتِ ملی نشده‌اند و شاید بارزترین آن به رقابت‌های جام ملت‌های اروپا در سال ۱۹۹۶ بازگردد، آنجا که انگلیسی‌ها حتی با وجود میزبانی به رقابت پایانی مسابقات نیز نرسیدند.

اما نسلِ فعلی فوتبال انگلستان به باور بسیاری از کارشناسان یکی از با استعدادترین و با انگیزه‌ترین تیم‌های تاریخ این کشور است. تیمی که با گذر از سال‌های نسل طلایی سه شیر با ستاره‌هایی همچون لمپارد، جرارد، بکهام، رونی و دیگران توقعات مردم این کشور را برآورده نکرد و حالا به تبع درخشش تیمی همچون آلمان با نسلِ جدید فوتبالش، انگلیسی‌ها نیز بر این باور بودند که آنها هم می‌توانند با استفاده از روش نوین مدیریت فوتبالی و پرورش استعدادهای جوان در فوتبالِ باشگاهی، سال‌های بسیار خوبی را برای فوتبالِ ملی این کشور متصور باشند؛ آنجا که حتی گفته شد چشم انداز مسئولانِ اتحادیه فوتبال، مسابقات جام جهانی ۲۰۲۲ خواهد بود.

اما با وجود درخشش بازیکنان جوان طی ۲ سال اخیر در لیگ جزیره، تیم ملی سه شیر باز هم ناکام اصلی یورو ۲۰۱۶ لقب گرفت؛ نکته تامل برانگیز آنجاست که بازیکنی همچون هری کین با وجود آقای گلی در لیگ برتر با تیمی همچون تاتنهام، در سه دیدار انگلستان در مسابقات یورو که به عنوان بازیکن ثابت در ترکیب تیم حضور داشت حتی موفق به گلزنی برابر حریفان نشد و این نکته آماری نیز یک وجه از شکستِ پروژه فدراسیون فوتبال انگلستان را نشان می دهد.

در فوتبالِ باشگاهی اما همواره رقابت ها با جذابیت و هیجان خاصی دنبال می شوند و از سوی دیگر، تاکید و تکیه رسانه های انگلستان بر درخشش بازیکنان جوان تر در سه یا چهار بازی به چهره شدنِ آنها کمک بیشتری می کند، حمایت هایی که معلوم نیست به طور دقیق با چه معیاری صورت می گیرد و هدف از پر و بال دادن به بازیکنانی همچون دله علی، رحیم استرلینگ، جک ویلشر و در گذشته تئو والکات، الکس چمبرلین و سایرین چیست ؟ بازیکنانی که همواره در یک مورد خاص با یکدیگر اشتراک داشته و دارند و آن هم «بزرگی کردن در لحظه های کوچک و کوچک بودن در لحظه های بزرگ» است!

حال اما با ضعفِ عیان فوتبال باشگاهی انگلستان که سندِ آن شکست های پیاپی تیمهای بزرگ این کشور در رقابت های اروپایی است، مالکان متمول این تیمها راهِ تازه ای را به تبعیت از فلسفه قدیمی و سنتی اتحادیه فوتبال پیروی می کنند، فلسفه ای که در آن فوتبالِ جزیره باید همواره ویترین زیبایی داشته باشد و راهِ حلِ آن در فصلِ جدید فوتبال باشگاهی، باز کردنِ راه برای حضور مربیان نامی به فوتبال جزیره است؛ مربیانی همچون پپ گواردیولا و ژوزه مورینیو که از گذشته بر اساس یک رقابتِ فوتبالی در لالیگا به عنوانِ دو رقیب شناخته می شوند و بازتابِ حضور آنها در یک لیگ قطعاً باعثِ جذبِ مخاطب فوتبال در سرتاسر دنیا می شود اما آیا حضور این دو مربی سرشناس در انگلستان اکنون پیروزی فوتبال در انگلستان را نشان می دهد یا شکست را؟

این رویه شاید نشان‌گر شکست فوتبال انگلستان به ما باشد؛ آنجا که به یاد می آوریم روزگاری فوتبالِ انگلستان مربیانی همچون الکس فرگوسن و آرسن ونگر را در دل خود پرورش داده و اگر زمانی نامی از آنها در رسانه های مطرح ورزشی برده می شد، مدیونِ فوتبال انگلستان بودند اما حالا جزیره نشین ها که حداقل در فوتبال ملی حرفی برای گفتن ندارند، سیاست استفاده از مربیانِ موفق در لیگ های دیگر را در پیش گرفته که به نوعی آنها را یک “مصرف کننده” در فوتبالِ دنیا معرفی خواهد کرد و با استناد به این ایده که حالا کفگیر صاحبانِ فوتبال به ته دیگ خورده است، تفاوت لیگ جزیره با کشورهای نو ظهور در عرصه فوتبال همچون چین و حتی قطر در چیست؟

اگر نگاهی گذرا به دیگر کشورهای صاحب سبک در فوتبالِ دنیا بیاندازیم متوجه خواهیم شد که در لیگ های موفقی همچون آلمان، اسپانیا و فرانسه همواره تفکرِ از تولید به مصرف در جریان است و موفقیت های چشمگیر مربیان جوان تر در کنار تیم های تحت فرمانشان، مسبب ترانسفر شدن به سایر لیگ ها در کشورهای سطح پایین تر می شود؛ مربیانی همچون یورگن کلوپ و توماس توخل در آلمان، دیه گو سیمئونه، اونای امری، پپ گواردیولا در اسپانیا و آنتونیو کونته در ایتالیا نمونه ای از موفقیت های اخیر باشگاههای اروپایی در معرفی مربیان صاحب سبک به فوتبالِ دنیا است و حالا حداقل نیمی از این اسامی در فوتبالِ باشگاهی انگلستان شاغل هستند بدونِ آنکه حتی شاهد پیدایش مربی مستعد و جوانی در بطنِ لیگ جزیره باشیم!

اکنون اما با توجه به این که اتحادیه فوتبال از پیوستن مربیان نامی به فوتبالِ این کشور استقبال می کند و بسیاری از هوادارانِ فوتبال انگلستان نیز در باد حضور این اسامی در لیگ باشگاهی کشورشان خوابیده اند، باید یادآور شویم که تیمهای بزرگ و شناخته شده جزیره به نوعی فریبِ بازی بزرگ رسانه ای در انگلستان را خورده اند و آینده برای آنها شاید دقیقاً به همان شکلی پیش رود که برای سه شیرها پیش رفت، یک هیاهوی بزرگ برای هیچ یا یک منطق، بدونِ تفکر قبلی تنها برای خشنودسازی هواداران معترض اما نتیجه آن در ادامه شاید شکستی بزرگ تر از حتی حذف تیم ملی از جام های متعدد جهانی و اروپایی نیز باشد؛ تجربه ثابت کرده آنجا که بحث و جدل حولِ پول و ریخت و پاش های بدونِ تامل باشد، موفقیت تنها یک رویا است.

شکست های پی در پی فوتبالِ ملی انگلستان با وجود درخشش ستاره های کوچک تنها در لیگ باشگاهی این کشور یک فرضیه بزرگ را در ذهنِ ما ایجاد می کند، «آنها متوهم هستند و تنها علاقه به خودنمایی دارند»، داستان دقیقاً روایتِ بزرگنمایی های بی پایه و اساس برخی پدر و مادرها از فرزاندانی است که هیچ استعدادی در کسب نمره های بالا در امتحانات آخر سال ندارند و تنها با یک نمره ۱۵ در امتحانات آزمایشی آسمان و ریسمان را به هم می دوزند؛ حال و روز فوتبالِ انگلستان نیز از این حالت جدا نیست و حداقل می بایست برای آن دسته از هواداران متعصب فوتبال انگلستان یادآور شویم که به قولِ سهراب سپهری خودمان، چشمها را باید شست و جور دیگر باید دید. انگلستان و فوتبالِ باشگاهی اش اکنون هرگز در سطح اول فوتبالِ دنیا نیستند و قطعاً تا زمانی که رویه مصرف کنندگی در فوتبال این کشور ساختار اصلی آنرا تشکیل دهد، دیگر شاهد قدرت نمایی تیمهایی همچون آرسنال، منچستریونایتد، چلسی و لیورپول حداقل در رقابت های اروپایی نیز نخواهیم بود.

کوروش کازرانی

اخبار

برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,