ترفندهای رایانه

مرجع محتوای کاربردی پارسی

خبرگزاری فارس – حسام آبنوس: سیدحمید سجادی‌منش نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس سال گذشته با کتاب «هدایت سوم» که انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرد توانست خبرساز شود. البته او به خاطر موج‌های رسانه‌ای و مانند آن خبرساز نبود و کتابش نیز حائز ارزش‌های قابل توجهی بود که هر خواننده منصفی در مواجه شدن با آن بر آن صحه می‌گذارد. این کتاب خاطرات سردار محمدجعفر اسدی از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است که با متنی خواندنی به قلم این نویسنده به نگارش در آمده است.

این کتاب از ابتدایی‌ترین زمانی که سردار اسدی خاطراتش را به یاد می‌آورد آغاز و تا پایان دفاع مقدس که او در سِمت فرماندهی یکی از لشکرهای عمل کننده در جنگ مشغول خدمت بوده است را تشکیل می‌دهد. در این گفت‌وگو او از نحوه تهیه خاطرات گفت و گلایه ای هم از ناشر کتابش کرد.

*خواننده هوشیار متوجه جدی گرفتن کار می‌شود

فارس: در کتاب «هدایت سوم» مهمترین مشکلی که به چشم می‌آید و خودتان هم تلویحا به آن در مقدمه اشاره کردید پاره پاره بودن روایت‌ها و خاطرات است. یعنی سردار محمدجعفر اسدی یک تصویر یکپارچه از آن روزگار ندارد. اصلی‌ترین علت این مسئله چیست؟

ببینید اشاره‌ای که در مقدمۀ کتاب شده، دلیل بر یکپارچه نبودن روایت‌های سردار از گذشته نیست. بیشتر، به ترتیب زمانی خاطرات مربوط است تا اصل روایات. پس می‌توانم بگویم رابطۀ نویسنده و راوی پاره نشده و ضعف‌ها پوشش داده شده است. در واقع شرایط زمانی و مکانی گرفتن خاطره از ایشان در آغاز کار، مرا با مشکلاتی از جنس پیدا کردن ساختار و بنای اصلی نوشتن کتاب مواجه کرد اما با انجام مصاحبه‌های تکمیلی تقریباً این مشکل برطرف شد و الان ما با کتابی مواجه هستیم که شرح زندگی راوی را تا پایان جنگ و تا آنجا که امکان پذیر بوده دقیق ترسیم می‌کند.

یک نکته دیگر هم در این میان نباید ناگفته بماند که همان فاصلۀ بیست و شش ساله از پایان جنگ تا شروع گفت‌وگو با سردار اسدی است. یعنی واضح و ورشن است که برخی اسامی، مکان‌ها و اتفاق‌های مهم از ذهن (اگرچه فعال و پویای ایشان) پاک شود و من مجبور شوم از دیگران کمک بگیرم یا به آگاهی خودم به دلیل حضور پنج ساله در دورۀ دفاع مقدس اعتماد کنم. خوانندۀ هوشیار قطعاً متوجه می‌شود که من کار را جدی گرفته‌ام و انرژی گذاشته‌ام تا اثر آنگونه که شایسته است در بیاید.

*راویان شروع به خواندن کتاب‌های دفاع مقدس کنند

فارس: پیشنهاد شما برای پیشگیری از این موضوع (شاید بتوان گفت به سایر رزمندگان) چیست؟

معتقدم انتقال خاطرات و روایت‌های صحیح و کم نقص از دورۀ پایداری و مقاومت در دفاع مقدس هشت ساله با ترکیب راوی هوشمند و پرانگیزه و نویسنده خلّاق و پرکار امکان پذیر است و از آن مهم‌تر قائل بودن به نقش نویسندگان در چگونگی مصاحبه و به حرف آوردن راویان جنگ. بیرون کشیدن رازها و رمزهای زندگی، اتفاقات و اندیشه‌ها از هزار توی ذهن راوی سخت است، اما در پرتو گفت‌وگوهای صمیمی و البته غیر رسمی آسان می‌شود. نویسنده باید شنونده‌ای خوب و پرسش‌گری دقیق باشد تا راویِ با انگیزه سر ذوق بیاید.

در این میان بی‌مناسبت نیست به نکته مهم دیگری اشاره کنم که مرور زندگی بزرگان ادبیات داستانی به ما می‌آموزد. اینکه «همینگوی» یکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات داستانی است، دلیلش تجربیات زیادی است که پشت سر گذاشته. تجربه جنگ داخلی اسپانیا را داشته. یعنی وقتی می‌خواهد از جنگ بنویسد بلند می‌شود و از آمریکا به اروپا می‌رود و بعد از آن اتفاقاتی که برایش می‌افتد، راحت می‌تواند درباره جنگ بنویسد. آنهم خلّاقانه و بی نظیر. خب تکلیف جامعه امروز ما چیست؟ من معتقدم راویان شروع کنند به خواندن کتاب‌های دفاع مقدس تا گذشته بهتر به یادشان بیاید و نویسندگان جنگ ندیده هم بکوشند دست کم یک دوره مطالعۀ کلی تحلیلی و تاریخی جنگ را پشت سر بگذارند بعد دست به کار نوشتن شوند تا شاهد انبوه کتاب‌های کم خاصیت نباشیم.

*روایت‌هایی که در کتاب دیگری پیدا نمی‌شود

فارس: در این کتاب خاطرات تلخ و شیرین با هم دیده می‌شود. این خواست خود راوی بود یا شما این موضوع را پیشنهاد دادید؟

به هر حال همۀ ما از گذشته روایت‌های تلخ و شیرین داریم که تفکیک ناپذیرند. سردار اسدی یک فرمانده بی نهایت مخلص، عاطفی و سرشار از احساسات انسانی است. برای همین، ثبت روایت‌های متفاوت از ایشان در کتاب که با اطمینان می‌گویم برخی روایاتش منحصر به فرد است و در کتاب دیگری پیدا نخواهید کرد، فراز و فرودهایی جذاب و باورپذیر را پدید آورده که فکر می‌کنم خواننده با آن هم‌ذات پنداری می‌کند و شخصیت راوی را می‌پسندد. علت دیگرش آن است که سردار اسدی تجربیات زیادی را در زندگی پشت سر گذاشته و در همان آغاز جنگ اگرچه سی و پنج ساله است اما تقریبا از همۀ فرماندهان، سن بیشتر و لاجرم تجربۀ بیشتری دارد. این تجربه کمک می‌کند که نگاهش خام نباشد و با پختگی به مقابله با اتفاقات و پدیده‌ها برود. و حالا پس از گذشت سه دهه از جنگ، سرگذشتش را صرف نظر از سختی یادآوری آنها، راحت‌تر بیان کند. ناگفته نماند که نقش نویسنده در این میان علاوه بر کشف رابطۀ ذهنی راوی با محیط اطراف خود، در نظر گرفتن ذهن پیچیده و خلّاق خوانندگان و برداشت‌های متفاوت آنها از زندگی یک رزمنده هم هست که اینها دست به دست هم می‌دهد تا روایت‌های تلخ و شیرین با هم دیده شوند.

*نقصی که می‌پذیرم

فارس: نکته‌ای که باید در این کتاب مورد اشاره قرار گیرد این است که «هدایت سوم» یک کتاب جنگی صرف است. یعنی ما اثری از زندگی و حالات شخصی و مانند آن را در کتاب نمی‌بینیم. مثلا پس از آغاز جنگ تحمیلی دیگر خبری از خانواده سردار اسدی نیست و حتی در خاطرات هم ایشان اشاره‌ای به این موضوع نکرده است. حتی از زحمات احتمالی که همسرش در دوران غیبت ایشان متحمل شده نیز یادی نشده، در حالی که خواننده در کتاب با شخصیتی روبرو است که اهل خانواده است، شاهد این ادعا نیز اهمیت و توجه سردار اسدی پیش از انقلاب به خانواده پدری است و او تمام دستمزد خود را برای خرید خانه به پدرش می‌دهد. ایشان خود علاقه‌ای به بیان ذکری از همسر و خانواده نداشتند یا بنا بر این نبود که در این کتاب اسمی از آنها برده شود؟

شما به نکته‌ای اشاره کردید که پیشتر هم اگرچه بیان نکرده‌ام اما پذیرفته‌ام که باید به عنوان نقص از آن یاد شود. البته این به معنای پذیرفتن حذف یکسره و کامل خانوادۀ ایشان از صحنۀ روایت‌های پس از انقلاب و دورۀ جنگ نیست. در کتاب حتی پس از آنکه به نقش مادر ایشان در دوره زندانی بودن سردار اسدی اشاره شده، همان مادر نیز یکبار در جنگ ایشان را همراهی می‌کند و پدر و سایر برادرانش کم و بیش در جنگ حضور دارند. دست کم در سه یا چهار روایت کتاب از حضور پدرشان در جبهه یاد شده و یکی دو جا هم به همسرشان اشاره کرده‌اند. با این وجود هرگز نباید این نقد را نادیده بگیرم که باید بسیار بیش از آنچه آمده است به نقش خانواده در صبوری‌ها، مقاومت‌ها و پیوستگی حضور هشت ساله سردار اسدی در جنگ اشاره می شده. در این اتفاق، سردار اسدی کمتر مقصر است و کوتاهی حتما متوجه من است و هیچ ربطی هم به ضیق فرصت و کمبود وقت ندارد.

*سردار اسدی پرده‌پوش نیست

فارس: با توجه به اینکه سردار اسدی از فرماندهان عالی‌رتبه سپاه پاسداران بوده در نگارش کتاب دست شما چه‌قدر باز بود؟ از این حیث می‌پرسم که بالاخره ممکن است برخی خاطرات و اطلاعاتی که ایشان دارند مشمول اطلاعات طبقه‌بندی شود و امکان بازگو کردن آنها نباشد.

پاسخ این سوال، چند حلقه‌ است که باید در ذهنتان یک زنجیر از آن درست کنید تا به پاسخ برسید. اولاً سردار اسدی فرماندهی شجاع و راستگوست. هرگز در طول مصاحبه از او روایت‌های دوگانه، متضاد و مشوش نشنیدم. دوماً آدم پرده پوشی نیست. صاف و ساده و عریان حرف می‌زند و نویسنده را به باور می‌رساند. سوماً او فرماندهی میدانی بوده که صرفاً به دستور و نظارت و کنترل اکتفا نمی‌کرده و همواره در میان رزمندگان و در سخت‌ترین و خطرناکترین نقاط جبهه حضور می‌یافته، بی آنکه کمترین واهمه‌ای از جانش داشته باشد. و چهارم اینکه آدم بسیار قدرشناس و منصفی است که می‌کوشد دینش را به دوستان و هم‌کیشان ادا کند. پس آشکار است که از چنین فرماندهی باید انتظار داشت هیچ چیز را پنهان نکند و روایت‌هایی ناب پیش روی نویسنده قرار دهد. من بسیار خوش شانس بودم که نویسندۀ این کتاب شدم و این حلقه‌ها را کشف کردم. نشان به آن نشان که سردار اسدی افزون بر اینکه از پیروزی‌ها و شکست‌ها به طور یکسان سخن گفته است و هیچ یک از فرماندهان و نیروهای حتی جزء و زیردست را فراموش نکرده، در آغاز کتاب در چند روایت از حاج داوود کریمی یاد می‌کند که در هیچ کتاب دیگری چنین نشده است. مرحوم حاج داوود کریمی پس از جنگ گرایش‌های سیاسی خاص پیدا می‌کند و اگرچه خیلی‌ها علاقه ندارند یادی از او بکنند اما سردار اسدی با شهامت و بسیار منصفانه او را ستایش می‌کند و قدردان حضور مؤثر او در سال نخست جنگ است.

فارس: در روند کتاب شما تلاش کردید که خط زمانی خاطرات را حفظ کنید. این کار با توجه به گسستگی آنها کار دشواری نبود؟

در آغاز چرا، اما در روزهای بعد دسترسی‌ام به سردار اسدی بیشتر شد تا کمبودها را برطرف و خلاء‌ها را پر کنم. به هر حال نویسنده نمی‌تواند متوقف شود. باید راهی بجوید برای تهیۀ مواد خام و ساختمان نوشته‌هایش را کامل کند. این کار برای من کمی دشوار بود اما اشتیاق و ذوقی که در برخورد با سرداراسدی در من جوشید و نیز دسترسی آسان در ادامه کار به ایشان، سرانجامِ کتاب را رقم زد که امیدوارم رضایت مخاطب را به همراه داشته باشد.

*با ارزش‌های پدید آمده در جنگ ناآشنا نبودم

فارس: برای اینکه صحت یک خاطره را استخراج کنید چقدر آنها را با خاطراتی که سایرین از یک موضوع بیان کرده‌اند تطبیق دادید؟

به هر حال در حوزه تاریخ شفاهی جنگ، همۀ نویسنده‌ها به مرحله تطبیق مطالب اهمیت می‌دهند. البته در این عرصه بیشترین مشکل من تطبیق در تاریخ وقایع و جستجو برای شناخت دقیق آدم‌هایی بود که سردار اسدی از آنها نام برده بود. مکان‌ها را می‌شناختم و با اصول کلی و حتی مصادیق جزئی منطبق با ارزش‌ها و باورهای پدید آمده در جنگ ناآشنا نبودم. برای همین راحت‌تر توانستم جزئی نگری و جزئی نگاری کنم. برای دیالوگ‌ها، رنگ و بازسازی فضا مشکل نداشتم و می‌دانستم روایت‌ها را در چه ظرفی بریزم.

*تصویر شهیدی که اشک نویسنده را در آورد

فارس: در قسمت‌هایی نیاز بود که برای ملموس شدن یک خاطره پیوستی مانند عکس یا سندی به آن ضمیمه شود، مثلا جایی سردار اسدی به عکسی از پیکر یک شهید اشاره می‌کنند که در دفتر کارشان نصب شده و با توجه به حکایت جالب در صورت ضمیمه شدن آن عکس حتما می‌توانست خواننده را به متن نزدیک‌تر کند. چقدر به این منابع دسترسی داشتید؟

تقریباً تصویر هر رزمنده یا فرماندهی که راوی به آن اشاره کرده، در پایان آمده است و اسناد به رغم انبوهی آنها، در حد ضرورت انتخاب شده است. درباره مورد خاصی که در پرسش شما هست، باید اذعان کنم هر چند تصویر شهید والامقام حمید عارف در اختیارم بود اما آن تصویر آنقدر از من اشک ستاند و مرا متاثر کرد که نتوانستم در پایان کتاب از آن استفاده کنم. فقط راضی کردن دل خودم نبود. می‌دانستم یک نسخه از این کتاب حتماً به خانواده شهید عارف می‌رسد و نمی‌خواستم آنها برای نخستین بار آن تصویر را به چشم ببیند و پس از گذشت سال‌ها، روح و روانشان آسیب ببیند.

*کتابم در جلال کاندید شد ولی ناشر به آن نپرداخت

فارس: کتاب شما به عنوان یکی از کاندیداهای بخش مستندنگاری جایزه ادبی جلال آل‌احمد معرفی شده بود، این خبر برای شما چقدر اهمیت داشت؟

خُب پرواضح است که اوج خشنودی یک نویسنده، دیده شدن اثرش آن هم در معتبرترین جایزۀ ادبی کشور است. روزی که کتاب «هدایت سوم»، درمیان پنج کتاب برتر سال قرار گرفت، بی آنکه انتظار پاداش داشته باشم احساس کردم برنده‌ام و انگیزه‌هایم برای ادامه کار چند برابر شد. آنجا از طرف هیئت داوران به نثر روان و جذاب کتاب اشاره شده بود اگرچه از خودم انتظار بیشتری دارم و حتم می‌کوشم در کار تازه‌ام ضعف‌هایم را بپوشانم. تنها دغدغه و نگرانی‌ای که مرا آزار داد به رغم انعکاس خوب در خبرگزاری‌ها، عدم پوشش مناسب آن رویداد مهم در سورۀ مهر و مجله‌های آن مجموعه بود. مگر می‌شود از میان چند صد کتاب تولیدی انتشارات سوره مهر فقط یک کتاب در جایزه ادبی جلال دیده شود و آنگاه هیچ کس از آن مجموعه به آدم تبریک نگوید و در هیچ سایت و نشریه‌ای از آن تشکیلات بزرگ، به آن کتاب که متعلق به خودشان است نپردازند. هنوز هم این موضوع برایم معماست.

فارس: برای نگارش این کتاب چقدر وقت گذاشتید و علاوه بر آن مصاحبه‌های تصویری که در ابتدای کتاب به آن اشاره کردید چقدر خودتان مصاحبه کردید؟

از آغاز گفت‌وگو با راوی تا روزی که کتاب را به سورۀ مهر تحویل دادم، دقیقاً یکسال شد. اگرچه یک سال هم در نوبت چاپ قرار داشت. مجموعه مطالب آماده‌ای که پیش از من ثبت شده بود، چیزی حدود سی درصد کتاب را شامل می‌شد. مصاحبه‌هایی که توسط خودم انجام شد در یک بازه زمانی سه ماهه و در بیست جلسۀ رو در رو به سرانجام رسید.

فارس: پس از هدایت سوم هم کار دیگری داشته‌اید که چاپ شده باشد یا در دست چاپ باشد؟

همزمان با تالیف کتاب هدایت سوم، قراردادی با کنگرۀ شهدای روحانیت داشتم برای نوشتن فرهنگ نامۀ ۴۵۰۰ شهید روحانی کشور که تاکنون هفت جلد آن آمادۀ چاپ شده است. طی چند ماه گذشته نیز مشغول نوشتن کتاب خاطرات دوست نویسنده‌ام حجت‌الاسلام علی شیرازی از فعالان فرهنگی سپاه و کشور هستم که شاید تا یکی، دو ماه دیگر زیر چاپ برود.

انتهای پیام/و

منبع : farsnews.com

مجله

برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , ,