ترفندهای رایانه

مرجع محتوای کاربردی پارسی

وبسایت رسمی برنامه نود – تیم ملی فوتبال اسپانیا وارد دوره جدیدی از تاریخ خود شده و با نسلی جدید و در حال تحول تحت هدایت خولین لوپتگی تاکنون نمایش های خوبی را ارائه داده است. آیا خولین لوپتگی یک انتخاب مناسب از سوی فدراسیون فوتبال اسپانیا بود؟

به گزارش وبسایت نود، تیم ملی فوتبال اسپانیا پس از دوران باشکوهی که با ویسنته دل بوسکه سپری کرد، به تدریج از نسل طلایی فوتبال خود تهی شد و دو شکست تلخ در جام جهانی ۲۰۱۴ و یورو ۲۰۱۶ باع ایجاد تغییرات اساسی و نوگرایی در لاروخا گردید.

لوپتگی؛ ژنرال خوش شانس یا ژنرال خوب؟

آنخل ویار رئیس فدراسیون فوتبال اسپانیا تصمیم گرفت که این بار به جای استفاده از مربیان پا به سن گذاشته همچون لوئیز آراگونز فقید و ویسنته دل بوسکه، به سراغ تفکرات مدرن متعلق به نسل جدید مربیان اسپانیایی برود و خولین لوپتگی را استخدام کند. لوپتگی هرگز یک بازیکن بزرگ نبود و در عرصه مربیگری نیز یک کارنامه فوق العاده نداشت. یک جمله تاریخی وجود دارد که برخی آن را به ناپلئون بناپارت و عده ای دیگر به ژنرال آیزن هاور منتسب می کنند:

یک ژنرال خوش شانس را به یک ژنرال خوب ترجیح می دهم!

می توان خولین لوپتگی را جزو همین گروه از افراد دسته بندی کرد. تاکنون، نه تنها نتایج تیم ملی اسپانیا با لوپتگی کاملاً مطلوب بوده، بلکه ماتادورها نمایش فنی بسیار خوبی را ارائه داده اند. تحمیل باخت ۲-۰ به بلژیک، تیم دوم رنکینگ فیفا پس از ۳ سال و سپس در بازی دوم، زدن ۸ گل به تیم لیختن اشتاین. هر چند لیختن اشتاین ضعیف ترین تیم قاره اروپا محسوب می شود اما کیفیت بازی اسپانیا در آن بازی جالب توجه بود.

اگر هم مخالفان لوپتگی با این دو نتیجه قانع نشده باشند، حداقل پیرامون بازی اخیر اسپانیا در تورین، نمی توانند ناراضی باشند. هنگامی ارزش کار لوپتگی دو چندان می شود که بدانیم اسپانیا از ابر ستاره های خود تهی شده و دیگر خبری از آنها نیست. هم اکنون، مرکز ثقل اسپانیا کسی نیست جز داوید سیلوا که سال های سال زیر سایه ژاوی و اینیستا قرار داشت. برخی از کارشناس ها از جمله گراهام هانتر نویسنده ESPN اعتقاد دارند که درخشش اخیر داوید سیلوا در تیم ملی اسپانیا به علت حضور پپ گواردیولا در منچستر سیتی و تمرینات سیلوا تحت نظر وی است. سیلوا در دیدار مقابل لیختن اشتاین، ۲ گل زد و ۲ پاس گل داد.

مشابهت تاریخی؛ آراگونز و لوپتگی!

وقتی که لوئیز آراگونز پس از شکست بزرگ اسپانیا در جام جهانی ۲۰۰۶، هدایت این تیم را بر عهده گرفت، اقدامی عجیب و شجاعانه را انجام داد که در ابتدا مورد انتقاد شدید رسانه ها قرار گرفت ولی پس از قهرمانی اسپانیا در یورو ۲۰۰۸، همگان این تصمیم وی را ستودند. کنار گذاشتن رائول گونزالز کاپیتان تیم ملی، همان تصمیم عجیب آراگونز بود و هم اکنون پس از ۱۰ سال، لوپتگی تصمیم گرفته که به دوران یک کاپیتان دیگر یعنی ایکر کاسیاس در تیم ملی خاتمه بدهد. تصمیم لوپتگی نیز سر و صدای زیادی به همراه داشت ولی او تصمیمی اتخاذ کرد که دیر یا زود باید عملی می شد.

خولین لوپتگی خیلی خوش شانس است که ۳ سال پس از قهرمانی با تیم ملی زیر ۲۱ ساله های اسپانیا در قاره اروپا، دوباره هدایت همان ستاره های خویش را در اختیار گرفته ولی این بار در تیم ملی بزرگسالان. بدون شک، همه مربیان تیم های پایه ای به چنین شانسی دست پیدا نمی کنند. دوباره کوکه، لوکاس واسکز، ایسکو، موراتا، دخیا و …

خولین لوپتگی برای ساختن تیم مورد نظر خویش، کار چندان سختی ندارد و می تواند همان جوان های قهرمان اروپا را به گرد خویش جمع کرده ولی با این تفاوت که آنها پس از ۳ سال بسیار پخته تر از گذشته هستند. گراهام هانتر اصرار می ورزد که شرایط کنونی تیم ملی اسپانیا شباهت بسیار زیادی به وضعیت این تیم در سال ۲۰۰۶ و ابتدای حضور لوئیز آراگونز دارد. در آن زمان، آراگونز یک تیم از هم پاشیده و تحت فشار انتقادات را جمع و جور کرد و با تغییر نسل، به قهرمانی یورو ۲۰۰۸ رساند.

از لاروخیتا به لاروخا

«یکی برای همه و همه برای یکی» شعاری است که مورد توجه لوپتگی قرار دارد و او به خوبی آگاه است که با تبدیل این شعار به عمل در تیمش، قادر به تکرار سال های طلایی ماتادورها خواهد بود. لوپتگی با لاروخیتا یا لاروخای کوچک، به دو قهرمانی در رده های سنی پایه دست یافته و حال به دنبال ادامه همان روند با لاروخا است. بدون شک، لاروخیتا به علاوه پیکه، راموس، بوسکتس و اینیستا می تواند تبدیل به یک لاروخای قدرتمند شود زیرا لوپتگی دارای ارتباط فنی و عاطفی بسیار خوبی با بازیکن های تیمش بوده و کاملاً از آنها شناخت دارد. دوباره به یاد جمله تاریخی آراگونز فقید می افتیم که می گفت:

پیروز شوید، پیروز شوید، پیروز شوید و دوباره به سوی پیروزی بازگردید.

اسپانیای لوپتگی؛ یادآور روزهای اوج لاروخا با ژاوی جدید

به قول سید لو نویسنده تخصصی فوتبال اسپانیا، در تیم لوپتگی، شور و شعف زیادی نزد بازیکن ها مشاهده می شود. آنها در هر دو بازی مقابل بلژیک و ایتالیا به معنای واقعی کلمه، یک تیم متحد و قدرتمند بودند. Marca و AS دو نشریه مطرح اسپانیایی از واژه هایی همچون «دلگرم کننده»، «امیدوار کننده» و «مثال زدنی» برای توصیف لاروخا در بازی های اخیر استفاده کرده اند.

بازی مالکانه اسپانیایی ها یعنی بازگشت به اصل و هویت فوتبال اسپانیا. مثلاً در بازی مقابل بلژیک، حدود ۷۰% مالکیت توپ برای اسپانیا بود و بازیکن هایی همچون سرخیو راموس و کوکه به ترتیب ۱۱۷ و ۱۱۲ پاس دادند. در دیدار اخیر با ایتالیا، ۶۴% مالکیت توپ برای شاگردان لوپتگی ثبت شد. ۶۳۹ پاس، دقت پاس ۸۸% و بیشترین تعداد پاس در این بازی توسط ۳ بازیکن اسپانیایی یعنی کوکه، داوید سیلوا و آندرس اینیستا به ترتیب با ۸۷، ۷۰ و ۶۷ پاس.

کوکه در دو بازی اخیر اسپانیا، مجموعاً با ۱۵۸ پاس بهترین پاسور در بازی های انتخابی جام جهانی در منطقه اروپا محسوب می شود. پست اصلی وی، بال (وینگ) است اما لوپتگی از او به عنوان هافبک وسط و نزدیک به سرخیو بوسکتس استفاده می کند. به قول سید لو، انتظار می رود که کوکه در نقش «ژاوی جدید لاروخا» ظاهر شده است. اسپانیا تا وقتی که مالک توپ و میدان بود، به برتری دست یافت ولی پس از عدول از بازی مالکانه، فرصت کسب ۳ امتیاز در تورین را از دست داد.

تغییرات کلیدی و نوآوری های لوپتگی

اگر خوش بین باشیم، باید گفت که ناکامی طی ۲ سال اخیر یک دوره گذار بوده تا نوسازی دیگری در اسپانیا رخ بدهد و نسل جدید به تدریج جا بیفتد. تمرین پشت درهای بسته، استفاده از مدرن ترین تکنولوژی ها برای سنجش وضعیت بدنی بازیکن ها و ترکیبات موجود در بدن آنها در هر مرحله از تمرین، تمرینات بدنسازی انفرادی و برنامه های علمی برای جلوگیری از مصدومیت بازیکن ها جزو برنامه های ویژه لوپتگی در تیم ملی اسپانیا است که سابقاً، به این صورت مورد توجه قرار نداشت.

خولین لوپتگی در ۳ بازی که هدایت اسپانیا را بر عهده داشته، از سیستم های مختلفی استفاده کرده است از جمله ۱-۴-۱-۴، ۱-۳-۲-۴ و ۳-۳-۴ ولی نکته ای که حائز اهمیت تر، وجود دو بازیکن کلیدی در ترکیب این تیم بوده که به شدت تأثیرگذار هستند. داوید سیلوا که اسماً در جناح چپ به بازی گرفته می شود اما همواره به عمق رفته و نقشی کلیدی در فاز تهاجمی تیمش دارد اما هنگامی غافلگیر می شویم که نام ویتولو را به عنوان یکی از شاه مهره های اسپانیا می بینیم.

ویتولو در هر دو بازی انتخابی جام جهانی ۲۰۱۸، برای اسپانیا گلزنی کرده است. او بارها موجب آزار خط دفاعی ایتالیا شد و علاوه بر گلی که زد، یک موقعیت عالی را از دست داد. شاید کمتر کسی می توانست ویتولو را در این قواره تصور کند. او در سمت راست بازی می کند ولی به گفته خودش، حتی حاضر است به دستور مربی درون دروازه هم قرار بگیرد! هماهنگی بین ویتولو و کارواخال قدرت اسپانیا در جناح راست را افزایش داده است. خوش شانسی لوپتگی اینجاست که دیگو کاستا نیز بر خلاف فصل گذشته، در اوج آمادگی به سر می برد و همه این عوامل باعث شده که یک بازی پویا و مستقیم را از اسپانیایی ها شاهد باشیم.

و اما آن روی سکه، بازی های ضعیف سرخیو راموس طی یک ماه اخیر و اشتباه مرگبار او در بازی مقابل ایتالیا است. راموس برای چهارمین مرتبه در این فصل، مرتکب خطای پنالتی شد تا دوباره انتقادها از او افزایش یابد. البته او برای اولین بار در ۱۳۹ بازی ملی، مرتکب خطای پنالتی شد تا به قول لوپتگی، سمفونی اسپانیا ناتمام بماند.

۴۴۶۴

مجله