ترفندهای رایانه

مرجع محتوای کاربردی پارسی

معنای سرقفلی و کفالت چیست

سرقفلی حقی است معنوی که تاجر برای تقدم در اجارهٔ محل و ادامهٔ تجارت درمحل کار خود دارد. وجزء اموال غیرمنقول تبعی است.

سرقفلی دارایی نامشهودی که درنتیجه اکتساب یک شرکت توسط شرکت دیگر به قیمتی بیشتر از ارزش واقعی ایجادشده، سرقفلی گفته می شود. ارزش برند شرکت، مشتریان وفادار زیاد، روابط خوب با مشتریان، روابط خوب با کارکنان و هر نوع اختراع، حق کپی رایت یا تکنولوژی اختصاصی، نشان دهنده سرقفلی است. سرقفلی به عنوان دارایی نامشهود در نظر گرفته می شود زیرا یک دارایی فیزیکی مثل ساختمان یا تجهیزات نیست. حساب سرقفلی در ترازنامه، در بخش دارایی های شرکت، منعکس می شود.

مبنای این حق مالی بر این پایه استوار است که موسسات تجارتی بیش تر اوقات در ساختمان هایی ساخته می شوند که مالکیت آن ها متعلق به دیگران است و این ارزش را باید سوای ارزش مادی آن ملک و متعلق به کسی دانست که آن را به وجود آورده است. از سوی دیگر ادامهٔ فعالیت تاجر که آن را می توان به هر پیشه خدماتی یا حتی تولیدی نیز تسری داد تا حد زیادی مستلزم استقرار او در مکان اولیه است.

این حق به صاحب آن اجازه می دهد ثمرهٔ فعالیت خود را از مالک یا کسی که پس از او قصد اجاره محل را دارد دریافت کند و همچنین اختیار تام مالک برای بیرون کردن مستأجر را از بین می برد.

سرقفلی

سرقفلی حق معنوی تاجر برای تقدم در اجاره محل است

شرایط فقها برای صحت سرقفلی عبارت است از:

حقّ اولویّتی که مستأجر بر ملک پیدا می کند در مقابل پولی که به مالک در اوّلِ کار می پردازد و مطابق آن، مستأجری که سرقفلی پرداخته در اجاره کردن آن ملک، از دیگران اولویّت دارد.

گفتنی است؛ این پول غیر از کرایه دکّان یا خانه و امثال آن است، و آن، مزد گشودن قفل است و جزو کرایه نیست.سرقفلی در سابق وجود نداشته است اما امروز در میان عقلای اهل عرف وجود دارد.

فقها شرایطی را برای صحت سرقفلی ذکر می کنند که عبارت است از:
۱٫ مقدار سرقفلی باید معلوم باشد؛
۲٫ طرفین با میل و رضایت خود معامله را انجام دهند؛
۳٫ طرفین معامله بالغ، عاقل و رشید باشند؛
۴٫ طرفین، معنای سرقفلی و لوازم آن را بدانند.

«کفالت»؛ نوعی ضمان بوده و عبارت است از این که، شخصی ضامن شود هر وقت طلبکار، بدهکار را خواست، او را به طلبکار تحویل دهد. همچنین اگر کسی بر دیگری حقّی داشته باشد یا ادّعای حقّی کند که ادعای او قابل قبول باشد، چنانچه شخصی ضمانت کند که هر وقت صاحب حق یا مدّعی، طرف را خواست به دست او بدهد، چنین عملی را «کفالت» می گویند.

به کسی که ضامنِ آوردنِ بدهکار نزد طلبکار یا صاحب حق می شود «کفیل»، به کسی که حقی بر دیگری دارد «مکفول له» (طلبکار) و به کسی هم که حقی از دیگری بر عهده او است «مکفول» (بدهکار) می گویند.

کفالت در صورتی درست است که:

کفیل به هر لفظی (اگر چه عربی نباشد)، به طلبکار بفهماند که من ضامن هستم تا هر وقت بدهکار را بخواهی به دست تو بدهم و طلبکار هم قبول نماید.
شرایط کفیل عبارت است از:

۱٫ مکلف باشد.
۲٫ عاقل باشد.
۳٫ او را در کفالت مجبور نکرده باشند.
۴٫ و بتواند کسی را که کفیل او شده است، حاضر نماید.

یکی از هفت چیز زیر کفالت را به هم می زند:

اول:کفیل بدهکار را به دست طلبکار بدهد.
دوم:حق طلبکار داده شود.
سوم:طلبکار از حق خود بگذرد.
چهارم:بدهکار بمیرد.
پنجم:طلبکار کفیل را از کفالت آزاد کند.
ششم:کفیل بمیرد.

هفتم:و کسی که صاحب حق است به وسیله حواله یا به صورت دیگری حق خود را به دیگری واگذار نماید.

شرایط صحت سرقفلی و کفالت چیست ؟

منبع : namnak.com

مجله

برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,