ترفندهای رایانه

مرجع محتوای کاربردی پارسی

داماد جوان : نقشی در مرگ پدرزنم نداشتم

  اخبارحوادث ,خبرهای  حوادث,حوادث روز

داماد جوان که در جریان درگیری و فوت پدرزنش بازداشت شده بود، در جلسه بازجویی مدعی شد، هیچ ضربه‌ای به مرد میانسال نزده و در مرگ او نقش نداشته است.

به گزارش جام‌جم، شامگاه دوشنبه مرد جوانی به نام علیرضا با پدرزن ۵۶ساله‌اش مقابل کلانتری نبرد تهران درگیر شد. پس از بالا گرفتن این درگیری، مرد میانسال به نام مصطفی حالش بد شده و زمانی که او را به بیمارستان سوم شعبان تهران منتقل کردند، او فوت کرد.

 

موضوع مرگ او به بازپرس سجاد منافی‌آذر، کشیک قتل دادسرای امور جنایی تهران گزارش و با دستور قضایی تحقیقات پلیسی آغاز شد. همسر مرد فوت شده و دختر وی می‌گفتند، داماد خانواده با مرد میانسال درگیر شده که در جریان این درگیری او فوت کرده است.

 

این درحالی بود که داماد خانوده دیروز همراه یک مامور و یک سرباز کلانتری که شاهدان ماجرا بودند، به شعبه سوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران منتقل شدند.

 

داماد جوان به بازپرس جنایی گفت: من مدتی پیش از همسر اولم جدا شدم و از او یک فرزند دارم. کارمند بانک هستم. سال گذشته به خواستگاری همسر کنونی‌ام رفتم و باهم عقد کردیم. قرار بود بزودی زندگی مشترکمان را شروع کنیم. همسرم شب قبل از مرگ پدرش با والدین من بر سر خانه‌ای که قرار بود آنجا زندگی کنیم، مشاجره کرد. من هم سر همین موضوع با همسرم جر و بحث کردم. ما قرار بود به خانه دیگر پدرم که در افسریه تهران بود، برویم، اما مستاجر، آن خانه را تخلیه نمی‌کرد. همسرم می‌گفت باید مستاجر برود تا بعد جهیزیه‌اش را ببریم.

 

وی افزود: از او خواستم جهیزیه را به آنجا منتقل کنیم تا شاید مستاجر برود و کلید را به ما بدهد. من نمی‌خواستم این حادثه رخ دهد. شب حادثه در میانه راه همسرم را سوار کردم، دوباره جر و بحثمان بالا گرفت. با شدت درگیری‌مان او حتی در خودرو را باز کرد و می‌خواست چند بار خود را به پایین بیندازد. گفتم بیا برویم کلانتری تا اگر از من شاکی هستی، شکایت کن. مقابل کلانتری که رفتیم، او می‌گفت باید والدینش بیایند. با آنها تماس گرفت که والدینش آمدند.

 

مرد جوان ادامه داد: مادر خودم نیز به آنجا آمد. پس از مشاجره لفظی، باهم درگیر شدیم. اعضای آن خانواده مرا کتک زدند و من هم برای دفاع از خودم با آنها زد و خورد کردم. با بدحال شدن پدرزنم، مامور و سربازی آمدند. او سمت خودرویش رفت. ۲۰ دقیقه طول کشید که امدادگران اورژانس آمدند و او را به بیمارستان رساندند. می‌دانستم او تازه عمل کرده است. گمان نمی‌کردم او فوت کند. نمی‌خواستم این درگیری شکل بگیرد که ناخواسته منجر به بدحال شدن او و سپس مرگش شوم. من ضربه‌ای به سینه پدرزنم نزدم.

 

داماد جوان تا مشخص شدن پاسخ نظریه پزشکی قانونی درباره علت مرگ پدرزنش آزاد شد. قرار است او بزودی در مواجهه حضوری با همسر و مادرزنش قرار بگیرد. تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.

 

منبع : بیتوته

مجله