ترفندهای رایانه

مرجع محتوای کاربردی پارسی

گروه بین الملل خبرگزاری فارس؛ حسین کاظم پور: فروردین امسال گروه تکفیری- تروریستی «احرار شام» اعلام کرد که بعد از مدتها کار اطلاعاتی توانسته به یک موفقیت بزرگ دست یابد و یکی از شخصیت های مهم سوری را هدف خمپاره قرار دهد و او را ترور کنند. خبری که با پوشش گسترده رسانه های ترکیه همراه شد. این شخص کسی نبود جز «معراج اورال» فرمانده بزرگ مقاومت مردمی سوریه و فرمانده گروه «المقاومه السوریه/ الجبهه الشعبیه لتحریر لواء اسکندرون».

گفته شده در ژوئن ۱۹۳۹ در حالی که سوریه ای ها با رژیم استعمارگر فرانسه در حال نبرد بودند، فرانسه استان اسکندرون سوریه را به ترکیه بخشید و بدین سان یکی از اختلافات مهم سوریه و ترکیه در طول تاریخ رقم خورد، شامل اختلاف بر سر آب، مساله کردهای سوریه و همین استان اسکندرون. سه مساله ای که سالها مورد مناقشه دو همسایه بوده است. علوی های اسکندرون که حالا در ترکیه هاتای نام گرفته در طول تاریخ تلاش های زیادی برای پیوستن به موطن اصلی خود یعنی سوریه کردند که تا کنون بی نتیجه مانده است. یکی از این گروه های علوی که مرکز آن در لاذقیه است و هم اینک در کنار ارتش سوریه با تروریست ها می جنگد گروه مقاومت سوریه است.

صبح یک روز تابستانی در لاذقیه مهمان فرمانده این گروه بودیم که وقتی از آن ادعای احرار شام سوال کردیم خندید. فردی مصمم و با نفوذ که نیروهایش بسیار دوستش دارند.

معراج اورال یا آن طور که سوریها صدایش می کنند، علی کیالی به طور جدی حرکت گروهش را در سال ۲۰۱۱ آغاز کرد اما نام وی در انفجار های سال ۲۰۱۳  ریحانلی هاتای در رسانه ها مطرح شد. ترکیه وی را مظنون اصلی این انفجارها مطرح کرد. اما وی از همان ابتدا این اتهام را رد کرد.

حوزه ی فعالیت این گروه که در آن در کنار علوی ها، شیعیان، اهل تسنن، مسیحی و اتباعی از کشور ترکیه می جنگند،بیشتر شمال شهر لاذقیه است اما در جسر الشغور، کسب، ریف حماه، ادلب و… هم عملیات هایی را انجام داده اند. با توجه به هماهنگی شان با ارتش سوریه هم اکنون بیشتر قوای آنها در شهر حلب در کنار دیگر نیروهای سوری در حال نبرد با تروریست ها هستند.

فارس: پیش از هر چیز می خواهم از خودتان برایمان بگویید. شما یک معما هستید. می گویند در انطاکیه به دنیا آمده اید اما تابعیت سوری دارید. همچنین گفته شده از نظر سیاسی لیبرال یا حتی سکولار هستید حال آن که برخی دیگر می گویند شما گرایش های چپ و مارکسیستی دارید. از طرفی دیگر می دانیم که شما علوی هستید.

قبل از همه چیز من معراج اورال هستم؛ متولد سال ۱۹۵۶ در شهر انطاکیه ترکیه در یک خانواده عرب زبان که سابقه رهبری و شیخوخیت علویان را داشتند، خانواده شیخ قاسم. یکی از آخرین فرزندان آن طایفه ام. خانواده ما دو بعد داشت. یک بعد سیاسی و یک بعد مذهبی تربیتی.منزل ما مثل مدرسه بود. دقیقا مثل حوزه علمیه. رفت آمد بسیاری از دانشجویان و طلاب را داشتیم. اشخاصی که نیازهای اجتماعی و سیاسی داشتند به خانه ما رجوع می کردند. منزل ما برای خودش محلی فعال بود.

یکی از بخش های طایفه و منزل پدری ما از شخصی به نام «زکی ارسوزی» سرمشق می گرفت. این شخص در منزل پدر بزرگم به دنیا آمده بود و تحصیلات عالیه فلسفی در دانشگاه های اروپا داشت. تاثیر این شخص در این مجموعه باعث شده بود که مخالفتهای جدی با تفکرات عثمانی و اشغال فرانسوی ها بوجود بیاید و بعد که تفاهم نامه سندرم هم امضا شد این مخالفت با آن وجود داشت. سوریه آن زمان تحت سیطره فرانسه بود و خانواده ما بر علیه این موضوع مبارزه می کرد و از طرف دیگر برای ملحق شدن بندر اسکندرون به سوریه مبارزه های جدی سیاسی انجام می دادند. این یکی از اندیشه های سیاسی خانواده من بود که در عموم اعضای آن رواج داشت. دوران کودکی من بسیار متاثر از این فضای سیاسی و فکری گذشت. اما در بعد دیگر خانواده ما بعد دینی هم داشتند. ما از طایفه القاسم هستیم که تا زمان حاضر هم بر اساس منابع و کتاب ها یکی از بزرگترین طایفه های علویان انطاکیه به شمار می روند.به عبارت دیگر خانواده ما و اجداد پدری ما مرجعیت دینی علویان بودند که اطرافیان و نزدیکان این طایفه در نزدیک کوه سامان با یک خانواده معروف دیگری به اسم جلدی قرابت خانوادگی دارند.

در شهر انطاکیه نیز علویانی که مخالف استعمار گری فرانسه بودند تحت سیطره و رهبری «شیخ عبدالله غالی» و یکی دیگر از شخصیت های معروف سیاسی و مذهبی به نام «موسی هاراس لی» بودند. در عین حال خانواده ما با این طایفه بزرگ و تاثیر گذار قرابت خانوادگی داشتند. دورنمای مذهبی این خانواده حب اهل بیت علیهم السلام است. باور مذهبی و سرمشق اصلی ما مبارزه با ظلم توسط امام حسین علیه السلام در کربلاست.

این طایفه بر اساس وقایع تاریخی مخصوصا در اواخر قرن بیستم یا سی سال اخیر ، بر اساس عقیده های فلسفی زکی ارسوزی روحیه ای مبارزه طلب، مخالف ظلم و سیطره استعمار و مخالف با الحاق داشتند و این تفکرات اندیشه های سیاسی خانواده ما را تشکیل می داد. این تفکرات به همراه حب اهل بیت علیهم السلام از ۱۴۰۰ سال پیش توامان در ما وجود داشت. در این فضا در موطن خودم ،بندر اسکندرون که از خاک سوریه جدا شده بود دوران نوجوانی و جوانی را طی کردم. از دوران نوجوانی مخالف سیاست های حکومت(ترکیه) بودیم. پشتوانه مخالفت های من هم تاثیر عمیق آموزه های فلسفی زکی ارسوزی و تفکرات آزادی خواهانه و مبارزه با ظلم توسط اهل بیت علیهم السلام بود.

آن زمان در اکثر کشورهای جهان، جنبش های آزادی خواهانه مبارز در جریان بودند. سالهای ۱۹۶۸ که در اروپا تحرکات جدید سیاسی رواج پیدا کرده بود، این تحرکات ترکیه را هم تحت تاثیر خود قرار داد و فعالیت های سیاسی و اجتماعی دانشجویان شکل گرفت. در آن دوره فعالیت های چپ گرایانه بسیار مرسوم بود. فعالیت های سوسیالیستی انقلابی هم در جامعه رواج داشت. فعالیت های سیاسی ما و آن چیزی که به اندیشه های سیاسی مان جان و روح می بخشید، اقتدا به مبارزه های آزادی خواهانه و ظلم ستیزانه اهل بیت علیهم السلام بود. اما چون در متن فعالیت های سیاسی جامعه قرار داشتیم کسانی که از بیرون شاهد فعالیت های ما بودند احساس می کردند که ما کمونیست یا سوسیالیست و یا انقلابی به آن معنا هستیم. در سن بیست سالگی و در حین تحصیل به خاطر طرفداری از مبارزات مردم هاتای و طرفداری از الحاق هاتای به موطن اصلی خود ، به اتهام علوی بودن و انتسابم به اهل بیت علیه السلام و یک طایفه انقلابی مرا دستگیر کردند و در ۲۲ سالگی روانه زندان شدم. دوازده بار جابجایی در زندان را در دوران محکومیتم سپری کردم که این به خاطر جلوگیری از فرار بود. در نهایت در تاریخ ۳۱ جولای ۱۹۸۰ به همراه سی نفر از دوستانم که محکوم به اعدام شده بودند ۱۷۵ متر تونل کندیم و از زندان فرار کردیم.  بعد از ۱۵ روز از آزادی در سن ۳۴سالگی به وطن اصلی خود یعنی سوریه آمدم.

فارس: چرا دستگاه تبلیغاتی ترکیه هنوز شما را یک کمونیست بی دین معرفی می کند؟

تمامی داشته های من همانطور که گفتم از این سه منبع بود: تفکرات فلسفی زکی ارسوزی، حب اهل بیت علیهم السلام و فعالیت های انقلابی در نوجوانی. در این سه منبع که ذکر کردم نه اندیشه کمونیستی دیده می شود، نه اندیشه سوسیالیستی. تفکرات ما بر اساس پشتوانه خودمان یعنی روحیه مستقل آزادی خواه، دموکراسی خواه و انقلابی گری است. حال ما بعد از مخالفت های بسیار اهمیت مبارزه اصلی خود را بیشتر درک کرده و راه خود را از بدنه اصلی آن فعالیت های چپ گرایانه ترک جدا کرده ایم. بازگشت هاتای به وطن اصلی خود سوریه و ظلم ستیزی در کنار مظلوم از اولین روزهای فعالیت، شعار و هدف اصلی فعالیت های ما بود. با گذشت زمان و مناظره های سیاسی متوجه شدیم که در پایه های اصلی فعالیت های سوسیالیستی روحیه آزادی خواهانه و نگرش ارزشی به انسان وجود ندارد. این در سال ۱۹۹۵ وقتی که همه کشورهای اروپایی دچار چالش با چارچوب های فکری خود بودند، خودش را نشان داد. با این وجود ما به این حقیقت رسیدیم که در این دنیا مبارزه ظالم و مظلوم همیشگی و دائمی تر از مبارزه فقیر و غنی است. ما همان مبارزانی هستیم که در دوران جوانی زندان ها و محکومیت ها را سپری کرده و در زمان حال نیز مبارزه را ادامه می دهیم. در واقع با این نگاه مبارزه ما همان ادامه مبارزه امام حسین علیه السلام در کربلاست؛ مبارزه ای آزادی خواهانه و دموکراسی خواهانه.

فارس: گروه مقاومت سوریه را چه زمانی تاسیس کردید و هدف اصلی اش چیست؟

گروه مقاومت سوریه از گروه الجبهه الشعبیه لتحریر لواء اسکندرون» منشعب شده و در مقابل اندیشه های سلفی و ظلم های وهابی به وطنمان سوریه خدمت رسانی می کند. این گروه دوستدار وطن، تمام فعالیت های مورد نیاز برای هموطنان سوری خود را انجام می دهد و با این گرایش ظلم ستیزی، در گروه ما علویان ،شیعیان، اهل تسنن و حتی مسیحیان نیز فعالیت دارند. چون هدف اصلی ما حفظ وطنمان سوریه است. این مبارزه حاوی ارزش های کربلا، پیام کربلا و رسالت کربلاست. چون ما بر اساس فطرت انسانی با چیزهایی که خارج از دایره انسانیت وجود دارد و به لحاظ تاریخی از امویان سرچشمه میگیرد، مبارزه می کنیم. امویانی که به اسم فقه اسلامی، بر اساس اندیشه های غلط سلفی حرکت می کنند و باعث شکل گیری شبکه های  بزرگ ظلم و جنایت شده اند. این شبکه ها به دنبال حذف همه عقیده ها و ادیان هستند و هیچ تفاوتی را تحمل نمی کنند. بر اساس تفکرات سلفی خودشان برخلاف انسانیت مرتکب بدترین جنایت ها می شوند. گروه مقاومت در معنای عمومی – که البته اختصاص به گروه ما هم ندارد- اگر در سوریه جان تازه بگیرد می تواند تا عراق و ایران را نیز تحت تاثیر قرار دهد. به خاطر همین تا آخرین نفسمان در مقابل شبکه های تروریستی در کنار ملتها و برای احیای حق مظلوم و در مقابل سلفی هایی که به دنبال تکه تکه کردن سوریه هستند خواهد ایستاد و مبارزه خواهد کرد.

فارس: اسم شما در رسانه ها در سال ۲۰۱۳ بعد از انفجارهای ریحانلی در ترکیه مطرح شد و حکومت اردوغان بلافاصله بعد از انفجارها شما و گروهتان را مسئول این انفجارها دانست. منابع سوری گفتند که کار جبهه النصره است. منابع ترکیه و اردوغان گفتند که اسد و شما این کار را انجام داده اید. برخی دیگر گفتند که ملی گراها این کار را انجام دادند. از طرف دیگر روزهایی بود که اردوغان جهت دیدار با اوباما به امریکا می رفت و تحولات جدیدی در ناتو در حال شکل گیری بود؟

ما قبل از هر چیز منتسب به اهل بیت علیهم السلام هستیم و جزو پیروان همان انسان هایی که به دنبال آگاهی دادن به مردم بودند. ما مخالف کشته شدن انسان های مظلوم در کوچه و خیابان ها هستیم. اولین کسی که به این واقعه عکس العمل نشان داد من بودم و گفتم که این حرکات محکوم و تروریستی است.

قتل انسان های بی گناه در کوچه و خیابان ها نمی تواند کار کسی باشد که به دنبال احقاق حق به روش اهل بیت علیهم السلام است. امام حسین علیه السلام در کربلا مقابل ظالم ایستادگی کرد نه در مقابل مظلوم بی گناه. چون که این نسل چیستی ظلم را به خوبی درک کرده  گرسنگی و تشنگی را به خوبی فهمیده اند ، به همین خاطر از همان ابتدا ما واقعه ریحانلی را محکوم کردیم و گفتیم که این حرکت کار ترسوها و کار کسانی است که دنبال راه انداختن دریای خون در منطقه هستند. این ظلم کار میت (سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه) است و طراحی موساد و مزدوران وابسته به شبکه های مافیایی است. این شبکه های مافیایی به دنبال ایجاد اختلاف و جنگ افروزی بین ترکیه و سوریه، کشیدن ترکیه به باتلاق جنگ و .. هستند.

اما حکومت ترکیه در همان ۱۵ دقیقه اول بعد از انفجارها بدون اینکه حداقل اطلاعات و مستنداتی داشته باشد مدعی شد که این کار را معراج اورال انجام داد. چرا من را محکوم کردند؟ چون محکوم کردن سوریه از طریق معراج اورال ساده ترین و آسان ترین راه برای دولت ترکیه بود. چون که سالهاست معراج اورال مبارزه سیاسی خود را متوقف نکرده است و به خاطر همین تسلیم نشدن، بهترین گزینه برای محکوم شدن در رابطه با ریحانلی از طرف دولت ترکیه بودم . شما قضاوت کنید! ظرف ۱۵ دقیقه چگونه عامل جنایت شناسایی می شود؟ به چه چیزی استناد کردند؟ هیچ نداشتند. ۳۲ نفر مظنونی که دستگیر شده بودند زیر شکنجه ها و در دادگاه گفتند که هیچ کدام با ما ارتباطی نداشتند. اما این ادعا از کجا آمد؟ این اقدامات کار تشکیلات اطلاعاتی است و در واقع کاری مشترک بین موساد، میت و مزدوران شبکه های مافیایی. ما به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی نمی توانیم انسان های مظلوم و بی گناه را بکشیم واین جنایت را محکوم می کنیم. چون که آموزه های اخلاقی و اجتماعی طایفه و خانواده من این جنایت رامحکوم می کند. چرا که در راه اهل بیت علیهم السلام این کارها جایی ندارد.

فارس: با توجه به اتفاقات و تحولات اخیر ترکیه ، مخصوصا حملات خونبار فرودگاه استانبول (این گفت و گو قبل از انفجار اخیر در عروسی اکراد در قاضی عیناتپ انجام شده است) چه کسی از این انفجارها منفعت می برد و به نظر شما کار چه کسی می تواند باشد؟

شما نگاه کنید به جنایتی که در ریحانلی اتفاق افتاد و یا جنایت های مشابه. دست پنهانی در پشت سر همه این جنایت ها وجود دارد. هدف اصلی تمرکز زدایی افکار عمومی از اصل جریان است.پشت انفجار هر بمب در ترکیه، هدف راه اندازی و توجیه جنگ بین ترکیه و سوریه قرار دارد که دلیل اصلی همه این تحولات است. ترور را چه کسی پشتیبانی می کند؟ چه کسی امکانات و تسلیحات در اختیار تروریست ها قرار می دهد؟ ما همه می دانیم که حامیان اصلی گروه هایی مثل داعش، عربستان سعودی، قطر و ترکیه هستند و آمریکا هم مدیر اصلی این برنامه است.

علاوه بر پشتیبانی مالی آنها بر اساس سیاست های غلط خود سلاح در اختیار تروریست ها قرار می دهند. حدود ۹۳۰ کیلومتر مرز با سوریه را ترکیه به روی آنها باز کرد و تمامی بیماران روانی در دنیا، جلادها و عیاش ها جمع شدند و به کمک ترکیه از طریق همین مرزها، با هدف از بین بردن سوریه وارد خاک این کشور شدند.

در اصل منابع مالی و نفتی امپریالیسم از طریق همین جنگها تامین می شود. به خاطر تامین خواسته های امپریالیست ها، استراتژی نظامی در منطقه خاور میانه طراحی و اجرایی شد که منابع غنی آنها از نفت گرفته تا کشاورزی در اختیار قدرتهای ظالم قرار بگیرد. به دلیل همین اهداف بازیهایی از قبیل دشمنی با شیعه، دشمنی با علویان و یا مفهوم هلال شیعی و همچنین تغییر معادلات قدرت در منطقه مثل دشمنی های طایفه ای را طراحی کردند و به هر نحو ممکن این سیاست ها را اجرا کردند. با تفکر ایجاد اغتشاش، سیاست های خود را دنبال کردند. داعش و حامیانش به عنوان دستمال توالت مورد استفاده قرار گرفتند و بعد از آنکه سیاست های امپریالیست محقق شد همه آنها تک به تک از بین خواهند رفت.

کسانی که داعش را ایجاد کرده اند با برگشت این گروه به کشورها در بهت و حیرت فرو رفته اند اما چاره ای ندارند. در واقع شما وقتی حیوان نیش داری را تربیت کردید به زودی دست شما را نیش خواهد زد. به خاطر همین مسبب اصلی تمام اتفاقات اخیر درترکیه ، خود اردوغان و سیاست های اوست. این تقصیر تشکیلات اطلاعاتی اردوغان است. همان اندیشه ای که داعش را مورد حمایت قرار داده و اندیشه سلفی تکفیری را حمایت کرده و با این اندیشه به دنبال سیاست های خود هستند. از نتایج این سیاست و تفکر، قتل ده ها انسان مظلوم و بی گناه در فرودگاه آتا ترک استانبول یا در خیابان های شهرهای مختلف یا میدان های آنکارا، ریحانلی و … قتل انسان های بی گناه در واقع دنباله همان فرهنگ آدم کشی امویان است که ضد فرهنگ بشری و به دنبال اهداف شوم خود است.

در زیر لوای این اندیشه منافع امپریالیست ها خوابیده است. یعنی اجرای این سیاست ها منافع و خواسته های امپریالیست ها را تامین می کند. این آدم های بی اطلاع ، این تروریست ها بدون این که از اصل ماجرا خبر داشته باشند فریب این قدرت ها را خورده  و آب در آسیاب امپریالیست ها ودشمنان می ریزند.

فارس: در داخل ترکیه برخی از گروه ها وجود دارند که اندیشه های سلفی دارند مثل طرفداران احمد جبلی و … گروه هایی که در مقابل شیعیان و علوی ها موضع گیری های تکفیری زیادی دارند. حتی اخیرا شنیده شده جاهایی در ترکیه روی منازل علوی ها علامت زده اند که رعب و وحشت ایجاد کنند که یعنی یک روزی به سراغ شما می آییم. به نظر شما در وضعیت حاضر ترکیه، ممکن است این گروه های تکفیری دست به جنایت های این چنینی بزنند؟

گروه های سلفی که شما اشاره کردید گروه ها و طریقت های مختلفی هستند که به دست و حمایت دولت ایجاد شده اند؛ از دوران عثمانی ها تا به امروز حتی در دورانی که برخی از محدودیت های دینی را آتا ترک ایجاد کرد باز هم این ها وجود داشتند.

در هر کجای آناتولی، طریقت های مختلف ،عبادت خانه ها ، شیخ ها و مریدها از جمعیت اسماعیل آقا گرفته تا جمعیت محمود آقا و غیره همه متاثر از دولت های ترکیه هستند.

در میان همه اینها می دانیم که جنبش فتح الله گولن – که حالا متهم به کودتا شده و به این بهانه خودش و دیگر گروه های مخالف اردوغان سرکوب می شوند – جمعیتی است که پشتیبان اصلی حکومت اردوغان بوده و با کمک آنها اردوغان به قدرت رسید و با هم شریک بودند. این دو گروه یعنی جمعیت نور و طیف اردوغان فعالیت های مشترک انجام می دادند. نماینده و مدیریت های کلان را تعیین می کردند. در سیر تاریخ حکومت اهل سنت ، همه این فرقه ها و جمعیت ها تحت تاثیر حکومت های زمان خود بودند. آنها مداوما علویان و شیعیان یا به عبارت دیگر گروه های اجتماعی که محور اصلی اتحاد آنها حب اهل بیت علیهم السلام بوده است را مورد آزار و اذیت قرار می دادند که سه مبنای اصلی داشت؛ اول: اقتدار و حکومت را گروه ها و جماعت هایی شبیه تکفیری ها تعیین می کنند و همه آنها طی تاریخی ۴۰۰ یا ۵۰۰ ساله برای بدست آوردن حکومت ها تلاش کرده اند. همه اینها در طول تاریخ، علویان، شیعیان و محبان اهل بیت را مورد ظلم خود قرار دادند که بزرگترین آن یعنی جنگ چالدران در سال ۱۵۱۴ میلادی اتفاق افتاد که عثمانیان علیه شاه اسماعیل صفوی به راه انداختند و علویان و شیعیان را به قتل رساندند. در آن دوران سلطان سلیم پادشاه عثمانی – که اردوغان خود را وارث او می داند-  تمامی علویان و شیعیان و کسانی که یا علی و یا حسین می گفتند را به قتل می رساند. این انسانها به کوه ها پناه بردند و در کوه ها از سرناچاری با خوردن علف روزگار می گذرانیدند و با حیوانات وحشی در کوهستان ها دست و پنجه نرم می کردند و با چنین سختی هایی توانستند جان خود را نجات دهند و با تحمل همه سختی ها عقاید و عبادات خاص خود را حفظ کردند. در این دوران با قطع تماس با تمامی منابع دینی، با هرچه که دم دست داشتند ایمان و جان خود را حفظ کردند. تفاوت زبانی، عدم فهم زبان عربی و هزاران مشکل دیگر داشتند. فلذا قبل از اینکه کسی بخواهد علویان را – به خاطر تفاوت هایشان با اسلام و تشیع – محکوم کند باید به سیر تاریخی و زندگی مشترک آنها توجه کند. حال این فرهنگ از زمان عثمانی به دوران جمهوریت منتقل شد. درکشتار درسیم در سال ۱۹۳۸ ، بزرگترین قتل عام علویان که در آن سید رضا یکی از رهبران آن زمان هم شهید شد. این مساله نشان می دهد که  دولت لائیک حتی با شعارهای آزادی خواهانه و ناسیونالیستی نیز همان عملکرد عثمانیان را در قبال علویان داشته است و این جمهوریت هیچ گاه حق را به علویان نداده است.

به جای خلافت، وزارت دیانت باز هم تفکر سلفی را در تمامی کشوری که از ۸۰ میلیون جمعیتش بیش از ۲۰ میلیونش علوی هستند بر مبنای عقاید  اموی رواج داد و سلفی ها به عنوان راهنمای دینی دولت مردان مورد استفاده قرار می گیرند. طبیعتا فرزندان علویان و شیعیان در این فضای خفقان آور بزرگ می شوند و از کوچک ترین تقابل آنها ها کینه به دل خواهند گرفت و آنها را خائن به حساب خواهند آورد. ولی با این وجود علویان خدمات زیادی به ترکیه کرده اند. از نگاه علویان حکومت های سنی یا لائیک ترکیه همیشه نگاهی ابزاری به آنها داشته و از آنها برای کارهای کشوری نهایت استفاده را کرده اند. با این حال هزاران محدودیت اقتصادی و سیاسی برای علویان اعمال کرده اند.

در نهایت در سال ۱۹۹۷ در شهر «قهرمان ماراش» دولت لائیک آنکارا خانه های علویان را علامت گزاری کرده و بدترین ظلم ها را در حق آنها روا داشته است. در سال ۱۹۹۲ ، دوم تموز در شهر «سواس» ، علویانی که فعالیت فرهنگی و اجتماعی داشتند مورد حمله قرار گرفتند. فعالیتی که حتی در آنها سنی های روشنفکری مثل «عزیز نسین» نویسنده بزرگ ترک نیز دخیل بودند و ۳۳۰ نفر مظلومانه کشته شدند.

فارس: آیا پس از کودتای نافرجام اخیر ترکیه و چرخش اردوغان به سوی روسیه و ایران، می توان انتظار بهبود وضع شیعیان را در این کشور داشت؟

سیاست کشتاری که از قبل ادامه داشته به امروز رسیده که در اصل همان ادامه فقه اموی خارج از قرآن است با استفاده از روشهای اجماع، قیاس و احادیث ساختگی برای صدور فتواهای جدید.

این تفکرات دینی همان نتیجه تفکرات وهابی «ابن تیمیه» در مقابل علویان و شیعیان است. شما ببینید کودکی که در این فضا بزرگ شده و با این آموزه ها تربیت می شود در دوران بزرگسالی از کوچکترین اتفاقات پیش آمده شیعیان و علویان را دشمن خود انتخاب کرده و در مقابل آنها موضع گیری خواهد کرد و منزل آنها را علامت گذاری کرده و آنها را به قتل خواهد رساند. تفکرات ابن تیمیه امروزه همه ترکیه را در بر گرفته است. در این کودتای اخیر اکثر کسانی که در خیابان ها و کوچه ها در حمایت از اردوغان حضور پیدا کردند تحت تاثیر این تفکر بودند. تمامی اتفاقات آینده هم نتیجه این تفکر خواهد بود. این تفکر در آینده هم علویان، بکتاشیان، شیعیان، و دوازده امامیان را مورد هدف قرار خواهد داد و این ها را برای جامعه دشمن معرفی می کند. زیرا ترکیه از قدیم با مشکل چالش نژادی دست و پنجه نرم می کند، چالش تضاد جدی طبقاتی و فاصله بسیار زیاد فقیر و غنی را دارد. ترکیه چالش های جدی سیاسی و اجتماعی دارد. کشوری که این همه چالش دارد برای برون رفت از چالش های خود علویان را مورد ظلم قرار می دهد.

فارس: در تحلیل تفکرات سیاسی آقای اردوغان مسائل بسیار پیچیده ای وجود دارد. ایشان در دورانی در مقابل اسرائیل ایستاد و زمانی دیگر می بینیم که با اسرائیل پیمان می بندد و همکاری های مختلفی انجام می دهد. این اردوغان را چگونه بشناسیم؟ این اردوغان از ترکیه چه می خواهد و چگونه آن را مدیریت می کند؟

در هر برهه از تاریخ، تفکر اموی یک تفکر استکباری و دیکتاتوری بوده ، تفکری که مال و جان دیگران را به یغما برده، تفکری که به خاطر تامین نیازهای امویان و اهداف حکومتی آنها تنظیم شده است و روایات و سنت های ساختگی فراوانی دارد و با ترفند هایی مثل اجماع و قیاس، نص قرآن کریم را در درجه دوم اهمیت قرار داده و کنار گذاشته است و هدف اصلی اش را گسترش سرزمین قرارداده است. با این وجود وقتی که هدف اصلی اشغالگران ، تصرف سرزمین ها شد باید سیاست های اقتصادی آن نیز ساخته شود.

با این تفکر حکومت های سنی اعتقادات خود را تنظیم کرده و در جوامع اسلامی رواج دادند. وقتی که از این بعد مساله را بررسی می کنیم ، اردوغان بعد از «تورکوت اوزال» به دنبال تثبیت اقتصاد لیبرالی بوده است و با این برنامه نیز به حکومت رسید. قبل از این که به صورت رسمی وارد بدنه حکومت شود ، در آمریکا از لابی صهیونیسم اوکی را گرفته بود. بعد در رقابت با استاد خود «نجم الدین اربکان» که محبوبیت بیشتری نسبت به او داشت حزب را دو تکه کرده و با عبدالله گل – دست پرورده عربستان سعودی- و با همراهی «بولنت آرنچ » حزب عدالت و توسعه را پایه گذاری کردند. نقطه شروع فعالیت هایشان همین بود.

اقتصاد لیبرالیستی و کاپیتالیستی، با تفکرات امپریالیست درهم تنیده شده و به صورت مطلق در جامعه رواج پیدا کرده این تفکر به دنبال گرفتن و کنترل بازارهای اقتصادی سایر کشورهاست. کشورها نیز به خاطر درآمدهای اقتصادی به هر معامله ای تن می دهند.

اردوغان و همفکرانش هایش با این نگاه، چه به اسم اسلام باشد یا نباشد، نیازهای اسرائیل را تامین خواهند کرد. اسرائیلی که کشورهای عربی در تثبیت آن نقش زیادی داشتند. در این دوران دو قدرت در حال گسترش هستند و به کشورهای دیگر و سرزمین های دیگران تجاوز می کنند. شما ببینید اردوغان به صراحت می گوید من مدیر اصلی طرح خاور میانه بزرگ هستم. طرح خاورمیانه جدید چیست؟

این طرح دقیقا طرح گسترش و امنیت اسرائیل است. طرحی که این امکان را فراهم می کند تا امپریالیست ها به منابع قدرت اقتصادی و راهبردی این منطقه دست پیدا کنند. این پروژه که مدیریت اصلی آن را حکومت فعلی ترکیه در دست گرفته ، محال ممکن است که اختلافی با اسرائیل داشته باشد. مشکلی که با اسرائیل به وجود آمده، مشکلی جدی نیست، فریب افکار عمومی است که حتی به آن مشکل هم نمی توان گفت. این گونه مشکلات با کوچکترین اقدامات حل می شود. می بینید که اسرائیل مشکل خود را با ترکیه حل کرده است. اسرائیلی که کشتی مرمره را توقیف کرد و سربازان ترکیه ای را به قتل رساند. مناقشات ترکیه با اسرائیل سر این موضوع مثل برگ خشکیده ایست که با کوچکترین باد از جای خود بلند می شود. در روال طبیعی دو قدرتی که به دنبال گسترش یک تفکرند ، نمی توانند با همدیگر مشکل و چالش جدی پیدا کنند. شما چه بخواهید و چه نخواهید این دو نمی توانند با هم به مشکل بر بخورند. می بینید که تمامی این مناقشات ظاهری به هیچ دردی نمی خورد. این تفکر ترکیه ادامه تفکر گسترش سرزمینی عثمانی است. تفکری که مانندش را در افکار نازیسم هم می بینیم.

در سال ۱۹۵۸ مدیران ارشد اسرائیل به ترکیه می آیند و با بهانه فرود اضطراری ، هواپیمای آنان در فرودگاه اسن بوغان فرود می آید و آنها وارد ترکیه می شوند. ۱۹۵۸ را به خاطر بیاورید! در کشور عراق انقلاب شده بود، در لبنان مناقشات بزرگ داخلی در جریان بود. مدیران ارشد اسرائیلی با این بهانه به ترکیه آمدند و طی جلساتی به جمع بندی هایی رسیدند که در نتیجه در لبنان حرکت هماهنگ شده ای انجام دادند و در عراق نیز مواضع کاملا یکسانی اتخاذ کردند. باز هم در منطقه اگر تحرک جدی ای اتفاق بیافتد قطعا با یکدیگر ملاقات کرده و تصمیم های مشترک می گیرند.

فارس:یعنی انتظار توقف مداخله ترکیه در بحران سوریه که در روزهای پس از کودتا به وجود آمده بیهوده است؟

بخشی از سیاست های مشترک آنکارا-تل آویو در قبال سوریه است.به خاطر همین سیاست مشترک اختلاف سطحی خود را سریعا حل کردند و دور هم جمع شده و نقشه ها و طرح های مشترک خود را در قبال شیعیان یا به اصطلاح همان هلال شیعی دنبال کرده و در قبال ایران مشخصا به بهانه تسلیحات هسته ای با همکاری عربستان سعودی، طرح های جدیدی را اجرا کردند. که این طرح ها بخش های مختلف الف و ب و جیم و دال دارد.

در کل شما ببینید منافع اسرائیل در منطقه چیست؟ همان منافع را دقیقا اردوغان هم دارد. بدون برنامه مشترک ، این ظلم ها و مداخله های بی نظیر تاریخی در امور داخلی کشورها معنی ندارد. کشور همسایه ای مثل سوریه که ارتباط تنگاتنگ اقتصادی با تو در طول زمان داشته، چگونه یک شبه تبدیل به دشمن شده و همه توان خود را صرف نابودی اقتدار کشور همسایه می کنی؟

کشور سوریه در طول تاریخ از زمان های حتی قبل تر از میلاد مسیح و بعد از آن در دوران رنسانس، در زمان سلجوقیان، در زمان عثمانیان ، در قرن گذشته در مقابل استعمارگری فرانسه و در سالهای اخیر در مقابل اسرائیل ، به طور کلی در مقابل ظلم و ستم ایستادگی کرده است. سوریه دارای مرام اینچنینی است. در سوریه مردمانی زندگی می کنند که در تاریخ خود این مبارزات را دارند. به همین خاطر برنامه ها و طرح های خونین اردوغان با اسرائیل در سوریه اجرا می شود.سوریه ای که مردم آن با حب اهل بیت بزرگ شده اند. اردوغان و اسرائیل در مقابل این دولت و این ملت ایستاده اند. اردوغان در این روزها که در کنار قدرت های امپریالیستی و اسرائیل قرار گرفته، در مقابل خود مقاومت محبان اهل بیت را دارد و منافع آن با منافع اسرائیل یکی است.

فارس: نظر خودتان را درباره کودتای اخیر در ترکیه بفرمائید. به نظر شما چه کسانی پشت پرده این کودتا بودند؟

ترکیه که در جامعه آن انواع چالش ها وجود دارد، با این حال برای مبارزه با همسایه خود با اسرائیل، امریکا، انگلیس، فرانسه این همه برنامه مشترک دارد. معادلات سیاسی جامعه ترکیه را به جایی کشانده که یک نفر به بهانه شعارهای آزادیخواهانه و مبارزه با تروریسم، به دنبال حکومت شخصی خود است.

با این وجود در حالت عادی بالاخره مردم و مخالفان در مقابل او خواهند ایستاد. این قانون تاریخ است که هر کس به دنبال اقتدار مطلق و دیکتاتوری باشد سرانجام روزی مخالفت های جدی را خواهد دید. شما اگر تیوپ لاستیک یک اتومبیل را بیش از اندازه باد کنید خواهد ترکید.

البته این کودتا واقعا یک کودتا بود. بازی و تئاتر نبود. کودتا به معنای واقعی بود. کودتای بی نتیجه. حالا می شود بررسی کرد که چرا بی نتیجه ماند. در این باره حرف های زیادی گفته می شود که مثلا چرا اینترنت را قطع نکردند ، هماهنگی زمانی نداشتند، رسانه و تلویزیون را تصرف کردند یا نه پل را گرفتند؟ یا اردوغان را نتوانستند دستگیر کنند و بکشند. در این موضوعات می شود حرفهای زیادی زد. در نهایت این یک کودتا بود و عامل اصلی آن عملکرد دیکتاتورگونه اردوغان بود. در طول تاریخ موضع مردم در مقابل دیکتاتورها بسیار متفاوت است. مردم وقتی در مقابل حکومت دیکتاتوری قرار بگیرند از هر وسیله ای استفاده می کنند، حتی اگر قیچی در دست داشته باشند با آن حمله می کنند. اگر سلاح داشته باشند با آن حمله می کنند. اگر حتی چوب دستی داشته باشند با آن حمله می کنند.

این که فشارهای دیکتاتوری در یک جامعه در کجا منجر به عکس العمل مردم می شود اصلا قابل پیش بینی نیست. این موضوع بسیار پیچیده است چون این اتفاقات به دست مردم رقم می خورد. با این نگاه بررسی های جامعه شناسان این گونه است که اگر در جامعه ای مردم تحت فشار قرار بگیرند بالاخره روزی به پا می خیزند. کودتای مقابل اردوغان هم نتیجه این فشارهاست. در این موضوع مقصر باز هم اردوغان است که کشور را به حالت فوق العاده در آورد.

البته ما می خواستیم که مثل ایران با کمک و پشتوانه مردم که دیکتاتوری شاه سقوط کرد، در ترکیه هم اتفاق بیافتد. اما این هماهنگی در بین ترکها نبوده است چرا که برای سالیان دراز مردم را با قدرت تحت فشار قرار داده اند که دیگر توانایی مقابله خیابانی با ظلم را ندارند. به خاطر همین عکس العمل به ظلم های اردوغان فقط از طرف ارتش نشان داده شد. البته تاریخ ارتش ترکیه مانند تاریخ نظامی ناتو است، دقیقا مثل تاریخ نیروی هوایی امریکا.

ما به عنوان مقاومت سوریه به هیچ کودتای نظامی ای باور نداریم. هیچ کودتایی را به ضرر مردم قبول نداریم. کودتایی که از طرف ارتش ترکیه با رنگ و بوی نیروی نظامی ناتو شروع شد، کودتایی است که در آن مردم از بین می روند اما نتیجه چه شد؟ کودتای نظامی موفق نشد و به جای آن کودتای لباس شخصی های اردوغان شروع شد. این کودتا در وهله اول بدنه دولت را پاکسازی خواهد کرد، بعد زیر بنای سیاسی دولت را تغییر می دهد که در همه اینها زمینه فعالیت سلفی ها به راحتی فراهم است و آزادانه در ترکیه فعالیت می کنند و خواهند کرد.

امروز شرایط خاصی در ترکیه برای کنترل اوضاع به وجود آمده که حالت فوق العاده اش می خوانند اما تصویری کاریکاتوری دارد. در این حالت فوق العاده ، در مرحله اول بدنه دولت را از مخالفان تسویه می کنند و در مرحله ی بعدی برای ارگانیزه کردن دولت فعلی و تبدیل سیستم نخست وزیری به ریاستی و تحکیم پایه های حکومت اردوغان برای مدت نامحدود تلاش می کنند. در این بین مافیاهای سلفی هم همانطور که گفتم به راحتی فعالیت می کنند و حتی ممکن است زمینه را برای قتل عام محبین اهل بیت در داخل ترکیه مناسب ببینند و دست به جنایت های اینچنینی بزنند.

فارس: شایعه ای در داخل ترکیه مطرح شده با این عنوان که می خواهند یک حکومت اسلامی در ترکیه راه بیاندازند. یا چیزهایی شبیه به این. مثلا دین اسلام را وارد قانون اساسی ترکیه کنند و لائیسیسم موجود در قوانین را حذف کنند.

در هیچ برهه ای از تاریخ امویان و وارثانشان قانون اسلامی واقعی را اجرا نکردند. همیشه به دنبال خواسته های شخصی، گروهی و طائفه ای خود بودند. این سلسله از اسلام به عنوان وسیله استفاده کرد. حالا در اینجا همانها که آرزوی نماز خواندن در مسجد جامع اموی را پس از سرنگونی اسد در سر داشتند هم مانند امویان عمل می کنند.

زمانی که آتاتورک لائیسیسم را به ترکیه آورد، نتوانست اسلام را در ترکیه کاملا ریشه کن کند. بلکه اسلام در قالب سازمان دینی در جامعه وجود داشت. از طرف دیگر انسانها باید بر اساس تفکر و خواست خود به اسلام عمل کنند، نمی توان به اجبار مردم را به قوانین اسلامی سوق داد. لا اکراه فی الدین. یکی از مهمترین قواعد اسلامی که در سوره  بقره آمده این است که در دین هیچ اجباری نیست. اگر در دین اجباری باشد بالاخره در مقابل آن مخالفت ها به وجود می آید. فعالیت های دینی در زمینه های اعتقادی در حوزه شخصی گستره زیادی دارد اما در حوزه اجتماعی باید قوانین عقلی و حرفی و فناورانه و ملزومات آن در جامعه موجود باشد.

اگر در جامعه ای خلاف حق رفتار نشود و با همه با عدالت برخورد شود مانند ایران، می توان یک سیستم حکومتی طراحی و اجرا کرد. اگر همه  مردم بخواهند، می توانیم این سیستم حکومتی را داشته باشیم.

اما من به عنوان یکی از پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام می گویم که این مدل دین حکومتی سلفی – بر خلاف حکومت دینی است و هیچ کجای تاریخ عدالت و برابری را به ارمغان نیاورده است. این مدل از دین که ما به آن اسلام اموی می گوییم منجر به حکومت های دیکتاتوری شده  که جامعه را از هم جدا و به حالت غیر قابل قبولی تبدیل می کند.

در ترکیه شما کدام قرائت از اسلام را می خواهید بیاورید وقتی دارید تفکر سلفی را ترویج می کنید که علوی بودن، شیعه بودن، محب اهل بیت بودن را دشمن، رافضی و کافر می خوانند و به دنبال قتل آنها هستند؟  اگر قرار است این دین که به نوعی قانون اساسی معاویه و یزید است، وارد قانون اساسی ترکیه شود ما تا آخرین نفس مقابل چنین دینی می ایستیم و از ورودش به قانون اساسی ترکیه جلوگیری می کنیم. برای اینکه این تفکرات نه در قرآن امده نه اصلا جایی در اسلام دارد. …

فارس: درباره عملکرد آنکارا بعد از کودتای نظامی گفتید که این خودش یک کودتای دیگر است. اصطلاحا گفتید کودتای لباس شخصی ها! به نظر شما جامعه  ترکیه چه برخوردی با این جریانات خواهد داشت؟با این رفتارها، فشارهای اعمال شده بر جامعه چند برابر می شود و این رفتارها در ترکیه دقیقا طبق مثال شما مانند  این است که تیوپ لاستیک یک خودرو را بیش از اندازه باد بزنید. از طرف دیگر بعد از این حجم دستگیری ها آیا اتفاق جدیدی می تواند در ترکیه رقم بخورد؟ به عبارت دیگر فکر می کنید در این کشور صدای مخالفی شنیده خواهد شد؟

اینها بعد از اینکه نظامی ها را تسویه کنند سراغ خیلی های دیگر خواهند رفت( این پیش بینی اورال در همان هفته اول پس از کودتا بود)  کمااینکه الان با احزاب مخالف کاری ندارند و از ترس بازگشت دوباره کودتا و عکس العمل جدیدی بر علیه خودشان، طرفدارانشان را با تبلیغات زیاد در خیابان ها نگه داشته اند. حزب عدالت و توسعه با این خوف و به جهت اینکه در این فرصت کم نمی تواند همه اهداف خود را اجرا کند، یک وضعیت فوق العاده سه ماهه اعلام کرد.

اما نتیجه این همه فشار بر جامعه چیست؟ هزاران هزار دستگیری از اقشار مختلف به کجا خواهد رسید؟ قطعا در یک جایی منجر به عکس العمل مردم می شود. قطعا این اتفاق خواهد افتاد. آن لاستیک که برای شما مثال زدم یک جایی می ترکد. اما کی و چگونه معلوم نیست.

ببینید ما احتمال وجود کودتای نظامی را در ترکیه را می دانستیم. حالا یک کودتای ناکامی اتفاق افتاد. کما اینکه احتمال ترور مقامات را هم بسیار بالا می بینیم. یا یک فرد انتحاری می تواند یک اقدام تروریستی با شعار «دیگر کافی است» انجام دهد. در جامعه ترکیه در حال حاضر یک بی نظمی خاصی وجود دارد که به شدت از طرف تیم اردوغان کنترل می شود.

فارس: اردوغان طی صحبتهایی که در داخل ترکیه یا برای خارجی ها انجام می دهد یا با پروژه های جاه طلبانه ای که در کشورهای اسلامی انجام می دهد دائما می خواهد اعلام کند که «رهبر جهان اسلام ما هستیم». تحلیلتان نسبت به این موضوع چیست؟

هر کسی بر قدرت تکیه کند و خیلی مغرور باشد کم کم یک جور جنون برایش پیش می آید. شبیه به آن چیزی که روان شناسها به آن نارسیسیسم(خودشیفتگی) می گویند. شما می توانید رفتار نارسیستی را در همه قدرت مداران اینچنینی ببینید. با این فرق که تیم اردوغان قبل از اینکه به حکومت برسد این حس را داشتند.

الان کسی با این احساس به قدرت برسد در حالت طبیعی  صحبت ها و کلامش متناسب با این عقل و شیوه شکل می گیرد. مثل حرف ها و افکار احمد داوود اوغلو و دیگر نفوذمندان تیم اردوغان.

در یک برهه ای به داوود اغلو گفتند که «ببین الان اعراب رهبر و لیدر ندارند. بعد از جمال عبدالناصر دیگر لیدر وجود ندارد. تو اولاد عثمانی هستی.اولاد سیستم خلافت اسلامی هستی این وظیفه به گردن شماست… » داوود اوغلو این مغز متفکر حزب عدالت و توسعه هم آستین ها را بالا زد و دست به کار شد تا یک لیدر برای جهان عرب بسازد. اطرافیانش هم او را تقویت کردند و افکار و عقیده هایش را گسترش دادند.

حالا بیاییم کمی از بیرون به موضوع نگاه کنیم. عبدالناصر از فرزندان نیل وب ه عبارتی مصری اصیل بود. مصر بواسطه  عوامل زیادی بزرگ جهان عرب و به نوعی رهبری فکری بخش عمده از اهل تسنن را دارد. از طرف دیگر ما از اردوغان می پرسیم: تو فرزند کجایی؟ فرزند عثمانی ای هستی که همین کشورهای عربی طی قرن ها حکومتش چیزی به غیر از ظلم از آنها ندیدند. بسیاری از آنها تکه تکه شدن کشورهای عربی را نتیجه ضعف و انحطاط عثمانی می دانند که در نتیجه در بسیاری از این کشورها برای سالها آتش جنگ روشن شد. حالا اردوغان تو با کدام معیار می خواهی لیدر اینها شوی؟

خود عبدالناصر هم در حضیض قدرت به خاطر جلوگیری از نفوذش در عراق کانال های ارتباطی اش را از بین بردند، به جرم دخالت در یمن ضرر های زیادی را تحمل کرد، در سوریه جمهوری مشترک بنا کرد و بعدا که طرحش به خوبی اجرا نشد راه فرار از آن را هم پیدا نکرد. رهبری عبدالناصر در همین حد بود حالا اردوغان می خواهد جا پای او بگذارد؟!

حتی در میان اهل تسنن که نوعثمانی ها اینقدر سنگشان را به سینه می زنند – به خاطر آن حدیثی که اهل تسنن دارند که جایز نیست بر ضد حاکم خروج کنند علاقه  خاصی به تسنن دارند و دوست دارند آن را تا می توانند ترویج کنند- هم جایگاه خاصی ندارند. به خاطر اینکه مرجعیت فکری اهل تسنن بین الازهر مصر و مکه  دست به دست می چرخد و هر کدام ادعاهایی برای خودشان دارند. شاید در پشت پرده به خاطر در دست گرفتن لیدری جهان تسنن همدیگر را تکه پاره هم بکنند. از طرفی الازهر می گوید این مقام مال من است و از طرف دیگر سعودی ها به بهانه حضور کعبه در کشورشان و در اصل به خاطر پول بیشتری که دارند داعیه دار این مقام هستند.

نتیجه ؟ داوود اغلو را وارد میدان کردند و او هم شروع کرد به سر دادن شعارهای تغییر در سیاست و آشتی دادن میان کشورها. با این حرفها طی ۱۴ سال هفت مدل  دشمن را پرورش دادند و در پایان هر دوره هم گفتند که این اشتباه بود، حرکت جدیدی را شروع کردند و قبلی ها را از بین بردند.۱۴  سال است که حکومت ترکیه را در دست دارند و مدام سیاست های غلطی را در پیش گرفتند و به جای اصلاح وارد سیاست های غلط جدیدی شدند. در نهایت این افکار چه شد؟ هزاران نفر کشته شدند، میلیون ها نفر آواره شدند. کل فلسطینی ها را با چند کشتی مواد غذایی به بازی گرفتند و با اسرائیل سر یک میز نشستند. چرا؟ چون می خواستید لیدر جهان اسلام و جهان عرب باشید!

فارس: برگردیم به موضوع سوریه. زمانی بود که اردوغان و اسد حتی تعطیلات را در کنار خانواده هایشان با هم می گذراندند. تا اینکه به یک باره اردوغان سیاست های مداخله جویانه شدیدی درباره  سوریه اتخاذ کرد. همان موقع گفته می شد که موضوع اخوان المسلمین است و در پشت پرده بحث هایی مطرح شد و … بعد یکباره دو همسایه ای که سالها با هم همسایه های خوبی بودند دشمن شدند. بخشی از اهل تسنن با تفکرات تکفیری حتی به جان برادارن سنی خود و هموطنان علوی شان که سالها با هم زندگی کرده بودند افتادند… چه شد که به این مرحله رسیدیم در سوریه؟

تحلیل درست این مساله طبق قانون تعادل ماده و انرژی در عالم هم ممکن است وخارج از قوانین علُی و معلولی نیست یعنی به دنبال علت و دلیل گشتن کار خطا و اشتباهی نیست. اردوغان از بدو شروع فعالیت های خود اعلام کرد که من مدیر پروژه طرح بزرگ خاورمیانه جدید هستم. حالا این طرح چه هست و چرا ترکیه در این طرح در کنار اسرائیل و کشورهای امپریالیستی قرار گرفته بماند. خلاصه این که در نتیجه این برنامه همه این کشورها به دنبال سلطه  ژئوپلیتیک و اقتصادی بر منطقه بودند.

سوریه ای وجود داشت که با ترکیه ارتباط تنگاتنگ اقتصادی داشت. برخی نیازهای ضروری سوریه ،مثلا تصفیه آب یا صنعت ساختمان را ترک ها تامین می کردند. این همکاری های اقتصادی در حالت عادی طرف ضعیف تر را محکوم خودش خواهد کرد که هم در سوریه بازار مبل و بخش بزرگی از بازارهای حلب و حمص تحت تاثیر این همکاری ها بود. محصولات ترکیه که نسبت به سوریه ظاهر زیباتری داشتند یک دفعه بازار سوریه را محاصره کردند. در سوریه یکباره مشکل بیکاری بسیار جدی شد. همه اینها بعد از این بود که گفتم بزرگان صنعت ساختمان ، صنعت مبل ، صنعت لوازم خانگی و … وارد سوریه شدند و بازار های آن را تحت تاثیر قرار دادند. از نظر فرهنگی هم صنعت سریال سازی ترکیه به شدت برای فروش سریالهایش در سوریه فعال شد. روابط دو کشور وارد فاز جدیدی شد. پروژه های بزرگ مثلا ورزشگاه بزرگ حلب و چیزهای دیگر دست ترک ها افتاد.

بعد از این  تسلط زیاد ترکها بر اقتصاد سوریه ، خیلی طبیعی است که آنها در امور داخلی سوریه هم دخالت کنند برای حفظ تعادل قدرت و اقتصاد ، اصلی که گفتیم عمومی است و شما باید همیشه آن را مد نظر داشته باشید. اگر فرد یا کشوری که ادعای مدیریت طرح خاورمیانه جدید را دارد، در موضوع اقتصادی نیز به حد کافی نفوذ داشته باشد به طور طبیعی برای امور اقتصادی خود، خواسته های سیاسی هم خواهد داشت. ترکیه در سوریه در باره  مسئله کردها دخالت کرد، در رابطه با مشکلات بین اسرائیل و سوریه دخالت کرد، در باره اخوان المسلیمن نیز همین طور.

این درخواست ها از طرف ترکیه بر اساس خواسته ها و منافع خودش است. اینجا می بینید که اقتصاد چگونه می توانند خواسته های سیاسی را تحت تاثیر بگذارد. مثلا در موضوع اخوان از سالها پیش ترکیه دنبال این بود که اعضای آن از زندان آزاد شوند و حتی بتوانند در سمت های سیاسی جای بگیرند. برای این هدف هم فشارهای متنوع سیاسی و اقتصادی وارد کردند. بحث زیادی بود که اسد هم در چند جا به این مطلب اشاره کرد.

در آبان ۲۰۱۰ کسانی که به صورت جدی مسائل سوریه را دنبال می کردند متوجه این اتفاق شدند که جلسه ای تشکیل شد و برخی از وزرای دو کشور با هم تصمیماتی گرفتند. در این بین معامله ای یک طرفه داشت اتفاق می افتاد. ترکیه نیازهای اقتصادی سوریه را برآورده می کرد اما سوریه چیزی نداشت که به آنها بفروشد تا رابطه دو طرفه باشد. به همین خاطر آنها کم کم دست بالاتر را در گفتگو ها به دست آوردند.

در همان تاریخ دکتر هاکان فیدان- رئیس سازمان اطلاعات ترکیه – گفت که پرونده  کردها باید به جریان بیافتد که در واقع هدف اصلی آنها حذف حرکت استقلال طلبی کردها بود. وقتی که هاکان فیدان جواب منفی گرفت این دفعه خود اردوغان شروع کرد به موضع گیری. همان موقع سوریه اعلام کرد که مسئله کردهای ترکیه به سوریه هیچ ربطی ندارد. ما با کردهای خودمان به راحتی تفاهم می کنیم. شما در داخل خاک خودتان مسئله کردها را حل کنید.

اردوغان به هم ریخت. این بار حرف جدیدی مطرح کردند و گفتند در کشوری که این موضوعات مطرح است مهم ترین چیز عفو عمومی است. حکم عفو را نه برای یک نفر که برای همه باید استفاده کرد. و از این هم نباید ترسید.

آخرین باری که اردوغان آمد ،آبان  2010 بود. که بعد از اینکه جواب منفی از اسد شنید دیگر روابط به سردی گرایید و بعد از این تاریخ فقط چند بار داوود اوغلو برای گفتگو آمد. همین زمان بود که اردوغان به دعوت حریری به لبنان رفت واز آنجا سعی کرد به سوریه فشار وارد کند. که مثلا وقتی حرف های من را قبول نکنید و با اینکه با شما دوست هستم ولی از لبنان فشار وارد می کنم.

سوریه یک کشور حساس منطقه ایست. یک منطقه راهبردیست. از طرف دیگر اصرار بشار اسد و پدرش بر اصول اساسی سوریه بود و این که هرکه به اسامی مختلف خواست به سوریه فشار وارد کند دست خالی برش گردانند. اما این سیاست را اردوغان وقتی منافی منافع خودش دید، وقتی داستان خاور میانه جدید جدی تر شد، تهاجم مستقیم خودشان را شروع کردند. برای این نفود تبلیغات زیادی هم انجام شد. در برخی از مناطق سوریه مثل والیاز و حلب پرچم ترکیه را بالا بردند. در بخش های ترکمن، برخی فعالیت های ناسیونالیستی و قومیتی بر ضد حاکمیت سوریه انجام شد. آن زمان بود که ما متوجه شدیم که برای این کار از قبل برنامه های زیر بنایی زیادی انجام شده بود. شاید بتوان گفت ریشه های این جریان به جنگ غزه در جنگ ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ برمی گردد. در زمان حرکت حقوق بشری موسوم به «جی اچ اچ » به اسم کمک های انسان دوستانه به فلسطینی ها به سمت سوریه آمدند. بعد معلوم شد که در این کامیون ها سلاح و مهمات برای مخالفین حمل شده و بعد خودشان این ها را اعتراف کردند.

می بینید که یک برنامه هدفمند و بلند مدت آماده شده و کم کم زمینه های آن فراهم آمده بود. دقت کنید هنوز مساله مهاجران سوری وجود نداشت که ترکیه شروع کرد به زدن کمپ هایی در آن سوی مرزهای خودش. از کجا می دانستند که مهاجران سوری خواهند آمد؟ از کجا می دانستند که قرار است سوریه دچار جنگ شود؟ از این جهت می بینید که این نوع تفکر، مدل تفکرات کشورگشایی خلفای عثمانی است. اردوغان در این مسیر منافعش با اسرائیل هم یکی می شود و وقتی شما شعار اردوغان را می شنوید که خطاب به مردم سوریه می گفت « ما برایتان آزادی و صلح به ارمغان می آوریم» کاملا توخالی و خنده دار است.

توجه شما را به این نکته جلب می کنم که کشوری که با این تفکر کشورگشایی در کنار اسرائیل قرار می گیرد نمی تواند برای عراق، لبنان، سوریه و ایران دوست واقعی باشد. در این مسیر تنها دوست ترکیه (و در واقع دشمن اصلی او) فقط و فقط رژیم سعودی و قطر است. ترکیه فقط با اینها می تواند ارتباطات عمیق برقرار کند. یکی مزدور امپریالیسم و دیگر فرزند نامشروع امپریالیسم. در این مدل این کشورها هستند که می توانند با هم همکاری مشترک داشته باشند و می بینیم که چقدر در کنار هم قرار دارند.

فارس: آینده سوریه را چگونه می بینید؟

به نظر من این جنگ مدت زیادی طول خواهد کشید. کشورهای قدرتمند دنیا نمی گذارند که سوریه در کوتاه مدت به پیروزی برسد. اما اگر ترکیه مرزهای خود را ببندد این جنگ در عرض چند ماه تمام می شود.

ببینید مشکل اصلی فقط جنگ نظامی نیست. مشکل قومیت های مختلف پیش آمده که همه اینها در صورتی می تواند حل شود که مرزها در امینت کامل باشد. اینجا مساله کردها هم جدی تر شده است. در قانون اساسی چگونه باید به کردها نگاه شود که در زمان های آتی برای امنیت ملی سوریه مشکل ساز نشوند و بتوانند در مقیاس کلی سوریه در کنار دیگر اقشار این ملت قرار بگیرند.

به خاطر همین اگر این نگاه جامع را داشته باشیم، اگر سوریه به دنبال یک نظام است باید دموکراسی و آزادی را به صورت مطلوب و برابر برای همه مردم به اجرا گذارد. در آن صورت است که مشکل تروریسم می شود اولویت دوم مردم. در طول زمان با تلاش های اقتصادی وسیاسی و با اعطای عفو و ایجاد امینیت در میان مردم و جلب اعتماد دوباره تمام مردم سوریه، دوباره صلح و برادری در سوریه می تواند حاکم شود.

فارس: در پایان برای مردم ایران چه پیامی دارید؟

این بنده کمترین معراج اورال، در وهله  اول به ملت بزرگ ایران، و مراجع عالیقدر و رهبر ایران سلام و درود خود را تقدیم می کنم. به همه سیاسیون و مسئولان ایرانی به عنوان یک سوری سلام و سپاس خود را عرض می کنم که در این مدت درکنار مردم ما بودید. دوستی های واقعی در روزهای سخت خودش را نشان می دهد.

ما در زمان مرحوم حافظ اسد، در روزهای سخت ایران در کنارش بودیم و در مقابل تمام اعراب ایستادیم. امروز معلوم می شود که آن زمان سوریه اشتباه نکرده بود و برادر واقعی خود را انتخاب کردیم. زنده باد سوریه ،زنده باد ایران و خط مقاومت. مرگ بر امپریالیسم، سلفی گری و شبکه های جنایت.

*گفت و گو از حسین کاظم پور

انتهای پیام/

http://fna.ir/DX1AWE

منبع : farsnews.com

اخبار

برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,