ترفندهای رایانه

مرجع محتوای کاربردی پارسی

سرمقاله نویس روزنامه آفرینش در شماره امروز نوشت:

شاید کمتر کسی فکر می‌کرد روزی جنگ سردی از جنس اقتصاد میان آمریکا و غرب با روسیه در بگیرد. شاید واژه جنگ مناسب این سبک و سیاق تقابل غرب و روسیه نباشد، اما فشاری که به لحاظ اقتصادی بر مسکو وارد شده نتایجی بدتر از جنگ خواهد داشت.

اقتصاد روسیه با اعلام دولت به فروش دارایی های خود برای نجات کشور از کسری بودجه امسال که تخمین زده می شود بیش از سه تریلیون روبل (نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار) باشد به لحظه حساسی رسیده است.

تحلیل‌های خوش بینانه در طول دو سال گذشته همواره تاکید می کرده که روسیه از بحران عبور کرده است، و به زودی آغاز درمان تبعات آن را آغاز می کند و این مدت هم چند ماه بیشتر طول نخواهد کشید. اما زمانی که دولت اعلام کرد بزرگترین خصوصی سازی از زمان اتحاد جماهیر شوروی تا کنون را آغاز خواهد کرد تا خزانه کشور را از ورشکستگی نجات دهد، حقیقت تلخ خود را نشان داد.

اکنون دیگر روشن شده که پایان تونل بحران همچنان دور است، بعضی ها صحبت از سال ۲۰۱۹ می کنند، و بعضی دیگر پیش بینی می کنند که کمی از این زمان هم طولانی تر شود، اما اکثر تحلیلگران بزرگ اقتصادی براین باورند که وضعیت اقتصادی ظرف سه سال آینده با فروش بعضی از دارایی های دولت بهبود خواهد یافت، اگر چه با این فروش هم خزانه روسیه به قبل از آغاز بحران اقتصادی باز نخواهد گشت. در بهترین حالت کارشناسان تخمین می زنند که حجم بودجه سال ۲۰۱۹ کشور ۷۵ درصد حجم بودجه روسیه در سال ۲۰۱۴ باشد.

برهمین اساس دولت روسیه به سمت فروش اموال دولتی روی آورده است تا بتواند کسری بودجه شدید خود را جبران کند. کارشناسان اقتصادی روسیه می‌گویند که هر سبد سهام حکومتی عرضه شده برای فروش، نمی‌تواند نیازهای بودجه امسال را که ۶۰ برابر عواید مورد انتظار برای خصوصی‌سازی است، برآورده کند.

اعلام فروش شرکت‌های غول آسای نفتی، واگذاری بزرگترین شرکت جواهرسازی دولتی، فروش سهام مهمترین بانک روسیه در بازگانی خارجی(وی تی بی)، تنها بخشی از موج واگذاری‌ها به بخش خصوصی برای رهایی از بحران مالی است.

مسئله اصلی اینجاست که ساختار اقتصادی روسیه همچون شاکله سیاسی آن یک سیستم اقتدارگرایانه دارد و با حضور دولت و سیاستمدارانی همچون شخص پوتین در بنگاه‌های غول آسای اقتصادی جایی برای ورود بخش خصوصی نیست. اما باید با دیدن این رویکرد جدید روس‌ها که حاضر به فروش سهام شرکت‌های نفتی و بانک‌ها شده‌اند، پی برد که مسکو در باتلاقی اقتصادی گیر کرده است که رهایی از آن به این سادگی‌ها میسر نخواهد شد.

چراکه این ساختار شکل گرفته به راحتی قابل اصلاح نیست و نمی‌توان انتظار یک اقتصاد آزاد را از آن داشت. لذا آنچه به عنوان سرمایه‌های تزریق شده به بودجه کشور تلقی می‌گردد، نمی‌تواند آنچنان بزرگ باشد که روسیه را از بحران مالی نجات دهد.

تنها راه حل مسکو قطع ریشه بحران از سرمنشا آن می‌باشد. روسیه اگرچه یک قدرت جهانی و تاثیر گذار است، اما توانایی مقابله با قلب تپنده اقتصاد جهان یعنی آمریکا و اروپا را ندارد. لذا تنها رانجات کامل مسکو کنار آمدن با مسائل اختلافی است که اکنون با غرب پیدا کرده است. البته روس‌ها تجارب بسیاری در لحظه‌های حساس معامله با رقبا دارند و قطعاً حال نیز در انتظار فرصت مناسب مذاکره و مصالحه هستند.

اما آنچه درحال حاضر از ظاهر جریان مشخص است، بی میلی غرب به از سرگیری روابط اقتصادی با روس‌هاست. چرا که گرفتن ابزار اقتصادی از روسیه عملا آن را همچون شیری بی یال خواهد کرد دیگر قادر به قدرت نمایی نخواهد بود. قضاوت درمورد آینده روابط اقتصادی غرب و روسیه کمی زود است اما آنچه از پیش زمینه‌های آن دیده می‌شود، قصد غرب برای ادامه تحریم‌ها و احتمال افزایش فشارها برای تضعیف روسیه می‌باشد و قطعا روزهای سختی درانتظار مسکو خواهد بود.

اخبار

برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,