ترفندهای رایانه

مرجع محتوای کاربردی پارسی

شامگاه ۱۹ اسفند ماه ۸۸ پسر ۱۸ ساله ای به نام حامد که دانشجوی ترم اول رشته مهندسی بود در مسیر بازگشت به خانه اش در شرق تهران پس از درگیری با هم کلاسی اش به شدت مجروح شد و به خاطر خونریزی شدید مغزی به کام مرگ فرو رفت.

بررسی ها نشان می داد حامد در دعوا با یکی از هم کلاسی هایش به نام احسان کشته شده است.

پلیس در نخستین گام از تحقیقات به خانه پدری تنها مظنون ماجرا رفت اما احسان با برداشتن پول و لوازم شخصی اش ، به مکان نامعلومی گریخته بود.

۳۱ ماه از کشته شدن جوان دانشجو گذشته و تجسس برای دستگیری متهم پرونده بی نتیجه مانده بود که تصویر احسان با مجوز قضایی در روزنامه های سراسری منتشر و وی در مشهد ردیابی و بازداشت شد.

این پسر به سنگ پرانی خونین اعتراف کرد و در شعبه ۷۱دادگاه کیفری سابق استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. در آن جلسه احسان گفت: سر کلاس نشسته بودیم که با اجازه استاد از کلاس خارج شدم. وقتی برگشتم متوجه شدم گوشی موبایلم که روی میز بود زنگ خورده و استاد به اشتباه حسن و حامد را که هم کلاسی ام بودند از کلاس اخراج کرده است. عصر سوار سرویس دانشگاه شدیم و به سمت تهرانپارس به راه افتادیم که حسن و حامد شروع به بحث با من کردند. وقتی به تهرانپارس رسیدیم به آنان گفتم اشتباه می کنند و من عمد گوشی را روی میز نگذاشته بودم اما آنها قبول نکردند. حسن به من لگد زد که دعوا میان ما بالا گرفت. حامد برای میانجگری وارد دعوا شده بود که با او هم درگیر شدم.همان موقع حامد فرار کرد و می خواست از روی نرده های وسط خیابان بپرد و که پایش به نرده ها گیر کرد و افتاد. من هم برای ترساندن او سنگی به سمتش پرت کردم که ناخواسته به سرش خورد.

در پایان آن جلسه هیات قضایی با توجه به مدرک های موجود در پرونده ، احسان را از قتل عمد تبرئه و وی را به اتهام قتل شبه عمد به پرداخت دیه محکوم کردند اما حکم صادره در دیوان عالی کشور تایید نشد. احسان این بار در شعبه همعرض محاکمه و بار دیگر به پرداخت دیه محکوم شد. در حالی که این حکم نیز از سوی قضات دیوان عالی کشور تایید نشده بود پرونده در هیات عمومی دیوان عالی کشور به شور گذاشته و سرانجام تایید شد.

احسان اما نتوانست مبلغ دیه را به اولیا دم پرداخت کند. او که با وثیقه آزاد است درخواست اعسار را مطرح و صبح یکشنبه ۴ مهرماه سال جاری در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در این جلسه احسان گفت: در آن زمان دانشجوی رشته مهندسی بودم اما وقتی به زندان رفتم درسم را رها کردم. حالا در یک پیک موتوری کار می کنم و زندگی خودم و مادرم را می گذرانم. ما در خانه اجاره ای ساکن هستیم و من واقعا توان پرداخت دیه را به صورت یکجا ندارم .

این پسر در حالی که اشک می ریخت به پای پدر و مادر حامد افتاد و به آنها التماس می کرد تا او را ببخشند. وی گفت: از اولیای دم تقاضا دارم تا با دریافت قسطی دیه موافقت کنند.

بنا به این گزارش، در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

رکنا

منبع : tabnakbato.ir

مجله

برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,