ترفندهای رایانه

مرجع محتوای کاربردی پارسی

اشعار تاسوعای حسینی (۳)

اشعار تاسوعا, مداحی تاسوعا و عاشورا

اشعار تاسوعای حسینی 

 

دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت

 لبی به وسعت مهریه های زهرا داشت

 

کنار علقمه در سجده گاه چشمانش

نداشت هیچ کسی را فقط خدا را داشت

 

اگر چه قطرۀ آبی میان مشک نبود

ولی کرانۀ چشمش هزار دریا داشت

 

هدر نرفت ز پرتاب چله ها، تیری

همین که در وسط گیر و دار گیر افتاد

 

عمودی آمد و فرقش شکست تا جا داشت

امیر علقمه، از بس که قدّ و بالا داشت

 

درست وقت نزولش؛ همه نگاه شدند

رشید بود، زمین خوردنش تماشا داشت

 

حسین بود و علی اصغر شهید شده

کنار علقمه اما هنوز سقا، داشت…

 

اشعار شب تاسوعا, اشعار تاسوعا

اشعار شب تاسوعا

 

این آبها که ریخت ، فدای سرت که ریخت

      اصلا فدای امّ بنین مادرت، که ریخت

 

گفته خدا دو بال برایت بیاورند

      در آسمان علقمه، بال و پرت که ریخت

 

اثبات شد به من که تو سقای عالمی

      بر خاک قطره قطره ی چشم ترت که ریخت

 

طفلان از اینکه مشک به دست تو داده اند

      شرمنده اند ، بازوی آب آورت که ریخت

 

گفتم خدا به خیر کند قامت تو را

      این قوم غیض کرده به روی سرت که ریخت

 

وقت نزول این بدن نا مرتّبت

      مانند آب ریخت دلم؛ پیکرت که ریخت

 

معلوم شد عمود شتابش زیاد بود

      بر روی شانه های بلندت سرت که ریخت

 

اما هنوز دست تو را بوسه می زنم

      این آب ها که ریخت فدای سرت که ریخت

 

اشعار تاسوعا, مداحی تاسوعا و عاشورا

مداحی تاسوعا و عاشورا

 

آب شرمنده ی لبت عباس

تشنگی مُرد از خجالت تو

 

مرد و مردانگی برای ابد

رفت زیر بلیط غیرت تو

 

به ازاین باش با بَدان؛انگار

باب حاجات بهتر از مایی

 

جمله ام از حسادت است آقا

بیشتر مال ارمنی هایی

 

آبرودار آسمان هایی

مهربان ِعشیره ی احساس

 

در شکوه مقامت آوردند :

رَحِم الله عَمی العباس

 

عشق مدیون جان فشانی هات

معرفت از ازل گرفتارت

 

شیر ام البنین حلالت باد

تا قیامت ادب بدهکارت

 

پدر مشک های دلواپس

ساقی بی شراب و پیمانه

 

دختری منتظر نشسته؛ بیا

حُرمت قول های مردانه

 

کوری چشم حرمله برخیز

یاعلی! شاه لشگرش پاشید

 

غیرت الله! خواهرت زینب

خاک غم روی معجرش پاشید

 

یا علی! شاه بی علمداراست

چند متری شیب گودال است

 

پای دشمن به خیمه ها وا شد

این صداها؛ فغان خلخال است

 

من بمیرم که هرکس و ناکس

روی تو تیغ می کشد عباس

 

دست هایت چه نعمتی بودند

چادری جیغ می کشد عباس

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

منبع : بیتوته

مجله