ترفندهای رایانه

مرجع محتوای کاربردی پارسی

به گزارش خبرگزاری خبرگزاری فارس، برنامه سینمایی «هفت» شب گذشته بامداد شنبه ۱۰ مهرماه با موضوع بررسی «سینمای جنگ» و با حضور سعید راد، دکتر عماد افروغ و محمدحسین مهدویان روی آنتن شبکه سه سیما رفت.

افخمی: بنا نداریم به جشنواره های فرعی بپردازیم

بهروز افخمی در ابتدای برنامه درخصوص روند پرداخت برنامه «هفت» به جشنواره های سینمایی و انتقادات وارد شده به عدم پوشش کامل جشنواره مقاومت گفت: به طور کلی ما بنا نداریم به جشنواره های فرعی به غیر از جشنواره فجر بپردازیم به اینگونه که برنامه «هفت» را به طور کامل به آنها اختصاص دهیم. چون تعداد این جشنواره ها زیاد است و برنامه «هفت» هم بنا دارد به طور واقعی به سینمای ایران، فروش آن و پارامترهای موثر در آن بپردازد.

وی افزود: جشنواره فیلم فجر به عنوان رونمایی از چشم انداز یک سال سینمای ایران تبدیل شده است. بنده نیز معتقدم این جشنواره باید با هویت سینمای ایران منطبق شود و لذا ما برای تبلیغ سینمای واقعی ایران در این جشنواره برنامه زنده هرشب خواهیم رفت حتی اگر زمان آن به مدت یک ماه افزایش یابد.

افخمی ادامه داد: اما درباره جشنواره های دیگر ما همواره یک گزارش ابتدایی خواهیم داشت. همانطور که درباره جشنواره مقاومت با آقای محمد خزایی، دبیر این جشنواره این گزارش را در قسمت های قبل پخش کردیم و در این قسمت نیز گزارشی کامل از روند نشست ها و رویدادهای این جشنواره خواهید دید.

راد: چرا دیگر در سینمای ایران قهرمان نداریم؟

برنامه «هفت» در ادامه میزان سعید راد، بازیگر سینما بود. سعید راد در گفتگو با بهروز افخمی گفت: چرا دیگر در سینمای ایران قهرمان نداریم؟ چرا به مخاطب به عنوان مشتری نگاه می کنیم و همه چیز برای ما فروش شده است؟ من ۲۰ سال در سینما نبودم، در سینما اشخاصی که چند سال غیبت داشتند حذف شده اند، اما وقتی من برگشتم چون با سینما زندگی کردم، آقای درویش به سراغ من آمد و کار کرد.

کار با درویش و حاتمی کیا از افتخارات من است

راد با بیان آنکه کار با آقایان درویش و حاتمی کیا از افتخارات بازیگری من است، ادامه داد: من زمانی که خارج از ایران زندگی می کردم هیچگاه ورزش را رها نکردم و همین آمادگی جسمانی سبب شد تا مجدد به سراغم بیایند.

این بازیگر سینما بیان داشت: ما خیلی بی لیاقتیم. چرا این لیاقت و عظمت ایرانی و غیرت ملی ما در سینما مستتر نیست؟ من اینجا به عنوان یک شهروند از ایران دفاع می کنم. جوانان ما امروز در حوزه های مختلف علمی جهان را فتح کرده اند یا در حوزه سیاسی وزاری کشورهای مختلف جلوی وزیر خارجه ما زانو می زنند، اما در حوزه سینما عقبیم.

سوژه ای جز فحشا، فقر و اعتیاد نداریم؟!

بازیگر فیلم سینمایی «چ» با طرح این سوال که چرا انقدر سینمای ما کوچک است، خاطرنشان کرد: امروز در سینمای ایران سوژه ای جز فحشا، فقر و اعتیاد نداریم! چون سینمای ما با واسطه فیلم درست می کند. بین کارگردان و تهیه کننده نباید واسطه ای باشد تا به سوژه ها به طور واقعی بپردازند.

وی افزود: ما هنوز برای جشنواره هایمان در آن سوی آب تبلیغ نداریم. ما هنرپیشه ای داشتیم که در فستیوال برلین جایزه بهترین بازیگر را گرفته است. همین جایزه کن. من معتقدم ما دیگر ظرفیت نقدی که همراه با جنگ باشد را نداریم. آقای فراستی را من می شناسم و قبول دارم و بسیار باسواد است. اما من اینگونه نقد را نمی پذیرم که یک نفر موافق و یک نفر موافقم بنشینند و دعوا کنند. نقد نوشتاری ست. آقای فرهادی به هر حال فیلمساز معتبر ماست و به من برمی خورد که به نوعی به او توهین شود.

راد ادامه داد: من برای فیلم «دوئل» در فستیوال های بوسان کره جنوبی بودم. یکی از منتقدان خارجی به من می گفت این فیلم را شما نساختید. ممکن نیست! من می گفتم باور کن چنین فیلمی با این حجم پروداکشن را یک نفر به تنهایی ساخته و این خیلی توانمندی بزرگی است اما آن را در سطح جهان تبلیغ نمی کنیم.

مسئله ای نداشتم که ممنوع الکار شوم

بازیگر فیلم «دوئل» درخصوص علت دوری خود از ایران گفت: اصلا دوست ندارم رفتنم از ایران را به یاد بیاورم. من تنها بازیگری بودم که بعد از انقلاب ۷ فیلم پرفروش بازی کردم و اساسا محبوبیتم را از پس از انقلاب بدست آوردم و هیچ مسئله ای هم نداشتم که ممنوع الکار یا ممنوع الچهره شوم. من در خارج نیز هیچ وقت ساکم را باز نکردم. و همیشه در حال مهاجرت بودم و مجبور بودم کارهای فرعی کنم تا زندگی ام را حفظ کنم. ولی آن زمان که مرا ممنوع الکار کردند حیرت کردم و در اوج فعالیت ها و بروز استعدادهایم بود.

«عقاب ها» به قیمت بلیت امروز ۵۲ میلیارد فروخت!

راد ادامه داد: یکبار با فریدون جیرانی و سیروس الوند صحبت می کردیم، حساب می کردیم اگر فیلم «عقاب ها» به قیمت بلیت امروز فروخته می شد، ۵۲ میلیارد فروش آن بود. یعنی بیش از فروش کل سال ۹۱ سینمای ایران. چرا این فیلم انقدر موفق بود؟ چون قهرمان داشت. اما امروز جثه ها در سینمای ما تحلیل رفته است و دیگر قوی نیست.

نگاه فرآیندی لازمه نقد آسیب شناسانه

برنامه سینمایی «هفت» در ادامه باحضور دکتر عماد افروغ به بررسی تبعات اجتماعی «سینمای جنگ» پرداخت. افروغ در گفتگو با افخمی بیان داشت: کسانی که بجای تعبیر فیلم های جنگی از تعبیر «سینمای دفاع مقدس» برای این نوع از فیلم ها انتخاب می کنند هم به دنبال آن هستند که از این تعبیر یک خلق تازه کنند و به معنایی جدید در طرز نگاه و جهان بینی برسند و هم اینکه با یک تعبیر تازه از جنگ متداول، بر مسئله دفاع، مظلومیت و عدم تجاوز تکیه کنند.

وی افزود: امام (ره) درخصوص جنگ با عراق در جایی بیان می کنند: هدف اساسی دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام است. من فکر می کنم انتخاب عنوان «دفاع مقدس» از این جهت به هدف نزدیک تر است. به هر حال هم تعبیر سینمای جنگ، دفاع مقدس یا مقاومت همگی درست است.

افروغ ادامه داد: با نگاه نقدانه به جنگ پرداختن و روایت آسیب شناسانه از این رویداد ایرادی ندارد، به شرط اینکه یک نگرش فرایندی داشته باشد. یعنی چه؟ یعنی به لحظه اصالت ندهد. به قبل، حین و بعدش نگاه کند. در این صورت بیان یک روایت تلخ یا منتقدانه هیچ ایراد ندارد. فیلمها باید به آسیب های اجتماعی بپردازند اما باید با یک رویکرد اصلاح گرایانه و فرآیندی بدان نزدیک شود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: در سال های اخیر برخی فیلم های دفاع مقدسی سعی کردند با نگاه افسوسگرایانه و به عنوان نسل سوخته به انسان های دوران جنگ بپردازند. اما مثلا فیلم های آقای حاتمی کیا این رویکرد منفی را ندارد. اگر می خواهد فیلمی درباره دفاع مقدس ساخته شود حتی در زمانی که دارید تندترین نقدها و آسیب های اجتماعی را بدان وارد می کنید، باید غافل نشد که دفاع مقدس یک ماهیت قدسی و معنوی دارد. ماهیت قدسی یک ملت، قوم، مردم و امت با خدا.

عضو شورای پروانه نمایش خاطرنشان کرد: اگر تجربه عاشورا نبود انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بدین صورت شکل نمی گرفت. فیلمسازان و سینماگران ما باید کمی در حوزه فلسفه نیز مهارت کسب کنند. در سال های اخیر فیلمسازان ما رابطه خود با مردم و فلسفه را کم کرده اند و در بسیاری موارد مخاطب و مردم را دست کم گرفته اند و به رشد او فکر نکرده اند.

وی افزود: اگر جنگ ذیل گفتمان انقلاب اسلامی تعریف می شود که می شود و فیلمساز ما درد جنگ را دارد، پس باید درد پس از جنگ را نیز داشته باشد. چون مسئله اصلی او آرمان های این انقلاب است و من این مسئله را تنها و بیشتر از همه در آقای حاتمی کیا دیده ام.

افروغ نهایتا بیان داشت: جنگ قطعا بدون آسیب نبوده است. کسی این را نمی تواند کتمان کند. همانطور که امام (ره) نیز فرموده اند. اما چیزی در جنگ وجود داشت که از این مسئله سر بود. انسجام درونی و وحدت ملی، احیای دولت و ملت سازی، بهترین الگوی اقتصاد مقاومتی و مرگ آگاهی از برکات جنگ بود.

تسلیت افخمی به فیلمسازان جوان نادیده گرفته شده در مقاومت

در ادامه بهروز افخمی ضمن تبریک به برندگان جوایز جشنواره فیلم مقاومت، نادیده گرفته شدن ۳ فیلم ارزشمند “هیهات”، “اروند” و “سیانور” را به این فیلمسازان جوان تسلیت گفت و بیان داشت: در همه جشنواره ها جوایز سلیقه داوران است و با تغییر این هیئت ترکیب جوایز عوض خواهد شد. لذا نباید خیلی این جوایز را جدی گرفت و امیدوارم این فیلمسازان جوان به موفقیت های خود ادامه دهند.

فراستی: جوایز جشنواره های مختلف به «ایستاده در غبار» مترومعیاری ندارد

«هفت» در ادامه میزبان مسعود فراستی، منتقد و محمدحسین مهدویان، کارگردان فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» بود تا به نقد و بررسی این فیلم بپردازند.

مسعود فراستی در ابتدای میز نقد گفت: امیدوارم کارگردان های ما از این جوایز متنوع عبور کنند. البته این تعداد جوایز متفق به این فیلم از جشنواره فجر، تا جشن منتقدان، خانه سینما، جشنواره مقاومت و … در نوع خود جالب است و به نظرم متر و معیاری ندارد. گویی به دنبال یک امتیازدهی به فیلمی با موضوع دفاع مقدسی بوده اند.

«ایستاده در غبار» نه درباره جنگ و نه احمد متوسلیان

وی درخصوص فیلم «ایستاده در غبار» بیان داشت: فیلم نه درباره جنگ است و نه درباره احمد متوسلیان. فیلم برای کسانی که احمد متوسلیان را نمی شناسند، حتی سوال تولید نمی کند. و اگر کسی بشناسد با داشته های بیرونش اثر را می بیند و اگر کسی صرفا سینما را به جهت تجربیات تکنیکال آن بشناسد، از این جهت با آن رویارویی می کند. چیزی از جنگ در فیلم نمی بینیم جز چند سکانس جنگی. با وجود آنکه فیلمساز سعی کرده مومن و متعهد به واقعیات و پژوهش های کار باشد.

فراستی با اشاره به مصاحبه های محمدحسین مهدویان خطاب به وی گفت: تو به گفته خودت اسطوره زدایی و تقدس زدایی از جنگ می کنی. این اتفاق چه چیز از جنگ باقی می گذارد؟ تو نیتی داری که بگویی این آدم یک کودکی و نوجوانی عادی دارد که به یک فرمانده بزرگ تبدیل می شود. اما در فیلم چه می بینیم که این کودک توخود و تندرو را به فرماندهی بزرگ تبدیل کند؟

وی نهایتا بیان داشت: به هرحال انقدر اوضاع فیلمسازی بد است و فیلم های حال حاضر سینمای ایران افتضاح است که این فیلم جز سه فیلم برتر است.

هدویان: جایزه ای که از فراستی گرفتم بزرگتر از جایزه مقاومت بود!

مهدویان در پاسخ به وی گفت: همین که فراستی فیلم من را جز سه فیلم برتر فجر می داند جایزه بزرگی برای من محسوب می شود و بزرگتر از جایزه ای بود که امشب در اختتامیه جشنواره مقاومت کسب کردم. نمی خواهم جایزه مقاومت را کم جلوه دهم اما انقدر انتخاب فراستی برای من بزرگ است.

وی افزود: شما راجع به مستند «آخرین روزهای زمستان» هم این نظر را داشتید. اما من تمام تلاشم را کردم تا صحنه های جنگی به خوبی بازسازی شود تا قابلیت تاثیرگذاری خوبی داشته باشد. حتی یکی از فرماندمان باسابقه جنگ پس از دیدن فیلم به من گفت واقعا این صحنه ها بازسازی است؟ عین به عین و کاملا مشابه عملیات واقعی درآمده است!

فراستی بیان داشت: این را تو بخوبی بلدی که صحنه ای را بازسازی کنی که به عین واقعیتش نزدیک شود. اما چه چیزی این صحنه به واقعیت نزدیک شده است؟ از سطح دوربین و قاب این را درک می کند که این چقدر شبیه همان عملیات است.

این منتقد افزود: آن چیزی که در تصویر مسئله توست، اساسا کهنگی منصوعی تصویر است. لنز، نگاتیو و… به نوعی مصنوعی سعی در کهنه شدن داشته است. در «آخرین روزهای زمستان» این حس بهتر منتقل می شد.

مهدویان پاسخ داد: اما ما چنین کوششی نکرده ایم و این حس و خط و خش های روی تصویر برای خود نگاتیو و لنز است و ما چیزی را به طور مصنوعی به آن اضافه نکرده ایم. قبول دارم که در «آخرین روزهای زمستان» این حس وحدت بیشتر بود.

کارگردان «ایستاده در غبار» افزود: به طور کلی من به دنبال این هستم تا احساسات جانبدارانه و پیش فرض های غلط در سینما دفاع مقدس را تغییر دهم و قبول ندارم. اینکه همیشه باید همسری از شهید شدن شوهرش خوشحال باشد. یا فردی از قطع شدن پایش خوشحال است. به نظرم باید واقع بینانه تر سراغش رفت.

فراستی در پاسخ بیان داشت: گاردی که تو نسبت به این داری و فکر می کنی اسن مسئله یک حس را به احساس مشترک به شدت مبتذل تبدیل می کند، دغدغه همه ما است و فیلم فارسی می کنند. به یک حس مشترک همگانی بدل می کنند. اما تو شهادت را به یک مسئله دفعی به شدت آنی تبدیل می کنی که شبیه زنبورزدگی است. یعنی مقدمه ای ندارد.

صدا یا تصویر؟!

منتقد «هفت» بیان داشت: شخصیت پردازی، موسیقی و اسولوموشن ها احساس (نه حس) همگی به دنبال تحمیل بر مخاطب است. همیشه هم نرشین جلوتر از تصویر است. این کاملا بی معنی است! یعنی در این فیلم صدا، مهمتر از تصویر است! تا ابدالدهر در سینما تصویر مهمتر از سینماست. اسلوموشن منهای پی او وی، نظر و تحمیل فیلمساز از بیرون به من است و بلکل بی معنی است. «ایستاده در غبار» متاسفانه فیلم بدی است.

مهدویان بیان داشت: اگر من اسولوموشن می کنم، روی احمد متوسلیان اسلوموشن می کنم. چون به دنبال نمایش تاثیرگذاری و انعکاس آن رویداد بر روی احمد هستم. «ایستاده در غبار» نسبت به «آخرین روزهای زمستان» ساختار پاره پاره تر و متکثرتری دارد. حذفی هم اگر در مرحله فیلمنامه صورت گرفته به نفع همین پاره پاره بودن است تا ذهن مخاطب را بیشتر درگیر کند.

فراستی با بیان آنکه ذهن چیست، نهایتا بیان داشت: سینما اول باید حس را برانگیزد. اگر حسش فعال نشود، ذهنش یک قران نمی ارزد! این سینماست. صدا متعین است اما تعینش کمتر از تصویر است. اساس صدا و موسیقی ذهنی است. وقتی ذهن تماشاگر برای تو مهمتر است و حس را نمی بینی و این مسئله را ذهنی می بینی، بنابراین تمام فیلمت دچار این مشکل است.

برنامه سینمایی «هفت» با اجرا و سردبیری بهروز افخمی هر هفته جمعه شب ها روی آنتن زنده شبکه سه سیما می‌رود.

انتهای پیام/

http://fna.ir/42JVV1

منبع : farsnews.com

مجله